فکر جوان

آهنگر و مشکلات پیش رو

ارسال شده توسط سخن آشنا در تاریخ: ۰۵ آبان ۱۳۸۸

http://fekrejavan.ir/wp-content/uploads/2009/10/2nuludt.jpg

آهنگری تصمیم گرفت رضایت خدا را بدست آورد اما با تمام پرهیزگاری و کمک به دیگران مشکلاتش بیشتر می شد.
یکی از دوستانش از وضعیت او مطلع شد گفت: واقعا عجیب است! درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مردی باخدا شوی زندگیت بدتر شده نمی خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام تلاشهایت در مسیر معنوی هیچ چیز بهتر نشده !
آهنگر پاسخ نداد اما روزها به این موضوع فکر میکرد تا بالاخره جوابش را یافت بعدها به دوستش گفت : در این کارگاه
فولاد خام برایم می آورند تا از آن شمشیر بسازم . اول فولاد را به اندازه زیاد حرارت می دهم تا سرخ شود بعد سنگینترین پتک را بر می دارم و پشت سرهم بر آن ضربه می زنم تا اینکه فولاد شکلی را بگیرد که می خواهم بعد آن را در ظرف آب سرد فرو می کنم تا جاییکه تمام این کارگاه را بخار آب فرا می گیرد فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما ناله می کند و رنج می برد باید این کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست پیدا کنم آهنگر مدتی سکوت کرد سپس ادامه داد ” گاهی فولادی که به دستم می رسد این عملیات را تاب نمی آورد حرارت پتک سنگین و آب سرد تمامش را ترک می اندازد می دانم که این فولاد هرگز شمشیر مناسبی نخواهد شد
آنگاه مکثی کرد و ادامه داد : می دانم که من سختی های زیادی میکشم گاهی به شدت احساس سرما می کنم انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می برد .
اما تنها چیزی که می خواهم این است
:
خدای من از کارت دست نکش تا شکلی را که تو می خواهی به خود گیرم با هر روشی که می پسندی ادامه بده هر مدت که لازم است ادامه بده اما هرگز مرا به کوه فولادهای بیفایده پرتاب نکن.

خداوند تبارک و تعالی در قرآن کردیم سوره مبارکه محمد (ص) آیه ۳۱ می فرماید : وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدینَ مِنْکُمْ وَ الصَّابِرینَ و … (ما همه شما را قطعاً مى‏آزمائیم تا معلوم شود مجاهدان واقعى و صابران از میان شما کیانند، و…)

Share

۱۰ پاسخ برای "آهنگر و مشکلات پیش رو"

1 | رضا

۵ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۰۴ ق.ظ

سلام و خسته نباشید
واقعا مطلب بی نقص و عالی

دستتون درد نکنه
بامید اون روزی که همه دلها مانند اون فولاد به شکل دلخواه خداوند ومولای بر حق صاحب الزمان بشه و طوری بشه که اقای ما احساس تنهایی نکنه
دست خدا به همراهت

2 | پریسا

۵ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۲۱ ق.ظ

سلام و ممنونم برای مطلب های زیبا و آموزنده

منم با آقا رضا موافق هستم .

امیدوارم که بتونیم این گرمی و سردی های دنیا را بخوبی تحمل کنیم و اون چیزی بشیم که حق است.
کام روا باشید

3 | نرگس

۵ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۳۴ ق.ظ

سلام.حکایت زیباییست اما لطفا بنویسید منبعش کتاب پائولو کوئیلیوست.مرثی

4 | م

۵ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۳۷ ق.ظ

سلام.مطلب خیلی جالبی بود

خوش به حال اونهایی که خدا اینجوری بهشون لطف داره .منم توی زندگیم خیلی سختی می کشم ولی بعضی وقتها واقعا صبرم تموم میشه .امیدوارم که همه ما از این آزمایشهای الهی سربلند بیرون بیاییم

5 | ابراهیم آسمانه

۶ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۳۲ ق.ظ

سلام دوست عزیز.

خیلی ممنون از پیامی که فرستادی،خیلی قشنگ بود.

انشالا خدا مارا از صابران واقعی قرار بده.

انشالا همیشه موفق باشی.

راستی توی اون شهر مقدس مارو هم از دعای خیر خودت محروم نکن

6 | ss

۶ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۴۷ ق.ظ

قطعا همه چیز به دیدگاه آدم بستگی داره

7 | مرسل

۱۰ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۵۰ ب.ظ

باسلام دوست گرامی مطلب جالبی بود استفاده کردم
خدایا می دانم که آزمایش تو برای پرورش و تربیت این بنده خطا کار است پس مرا از امتحاناتی که برایم مقدر کردی پیروزو سربلند گردان.موفق باشید.

8 | سوزان

۱۲ آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۵۵ ق.ظ

حکایتای ناب و زیبایی رو اینجا قرار دادین
من با اجازه ی شما اونو تو کلوبم گذاشتم

9 | من

۵ آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۰۶ ق.ظ

سلام
متن عالی و با محتوایی هستش!
امیدوارم توی زندگی هم همینطور باشه!

10 | majid

۳۱ فروردین ۱۳۸۹ در ساعت ۸:۳۵ ق.ظ

ba tashakor, khastam begam lotfan hadisi ro ke mige khodavand dar hade tavane bandegan az onha azmayesh migire va azmayeshi ke dar hade tavane bandash nabasha ro az on shakhs nemikone, on ro ham begzarid ta hameye ma bishtar be inmatlab vaghef beshim ke parvardegaremon chetor zat va sefati dare… khondane in matlab be tanhaii momkene vase edeii ye kam sangin bashe, vali fek mikonam age on hadis ham zamimash bashe, kheyle kamel tar be nazar berese… bazam tashakor va khastare tofighe roz afzon vase hamamon

نوشتن نظر

.. مدير سايت ...

مشترك شويد

دریافت آخرین مطالب سایت از طریق ایمیل :


بایگانی

آمار