فکر جوان

زیر بیرق حسین

ارسال شده توسط montazer در تاریخ: ۱۳ آذر ۱۳۸۸

به یاد شهید شیخ محمد حسن شریف قنوتی

نخستین روحانی شهید۸ سال دفاع مقدس

* ” رهبر انقلاب درباره این شهید مظلوم فرمود :” اگر شیخ شریف شهید نمیشد، خرمشهر از دست نمیرفت، چون او خیلی شجاع و انقلابی بود.”

* اسمش حسن بود. حسن شریف قنوتی. طلبه بود. نگفته بود مرا چه به تفنگ به دست گرفتن. دیده بود خرمشهر در خطر است، با جان و دل مانده بود. توی آن شرایط که بنی صدر، مهمات به خرمشهر نمیرساند، مانده بود وشده بود باعث دلگرمی بچه ها. با یک نگاه خستگی را از تن بچه ها بیرون میکرد.

* فکرو ذکر او، لقاءالله و تمنای دائمی شهادت بود. مکرر میگفت:” آرزویی جز شهادت ندارم. به زندگی دنیا هیچ تمایلی ندارم. خدا کند که دیگر به زندگی باز نگردم.”

* عراقی ها به خوبی میدانشتند که شیخ شریف است که با ساماندهی نیروهای مردمی به نام ” لشکر الله اکبر ” سرسختانه از شهر دفاع میکند؛ از این رو برای کشتن او جایزه نقدی بالایی تعیین کرده بودند.

* … عراقی ها آنها را محاصره کردند. یک عده رضا را گرفتند و کتفش را شکستند. یک عده هم دور شیخ حلقه زدند و شروع کردند به پایکوبی و خواندن : ” اسرنا الخمینی؛  اسرنا الخمینی؛ خمینی را اسیر کردیم. “

* عمامه را از سرش برداشتند. همین طور داشت از بدنش خون میرفت  در همین حال شروع کرد به نصیحت عراقی ها : ” امروز حسین زمان، خمینی است و یزید زمان، صدام است؛ از زیر علم یزید بیرون بیایید و بروید تحت بیرق حسین.”

سرباز عراقی عصبانی شد. کلاشینکف را برداشت و به شقیقه او کوبید. سر پا نگهش داشته بودند و جمجمه اش را میبریدند. به بی رحمانه ترین شکل… او هم فقط میگفت ” الله اکبر ” .

* دور جنازه مطهرش جمع شده بودند و پایکوبی میکردند. این بار میخواندند : ” قتلنا الخمینی؛ قتلنا الخمینی؛ خمینی را کشتیم “  اما باز دست بردار نبودند، بعد از جسارت های زیاد به جسد شیخ و لگد زدن به آن، عمامه اش را به گردنش بستند و در خیابان کشیدند و آن را از بالای یک ساختمان دو طبقه آویزان کردند، بعد آن را به پایین پرتاب کردند! …

برگرفته از ماهنامه امتداد ( ماهنامه راهیان نور و فرهنگ پایداری ) ش ۱۵ و ۱۶ ، ص ۲۵٫

Share

بدون پاسخ برای "زیر بیرق حسین"

نوشتن نظر

.. مدير سايت ...

مشترك شويد

دریافت آخرین مطالب سایت از طریق ایمیل :


بایگانی

آمار