ارسال شده توسط montazer در تاریخ: ۲۶ آذر ۱۳۸۸
آقاى مجتبى سادات فاطمى روزی تعریف میکردند که در دیدارى که مقام معظم رهبرى در مشهد با خانواده هاى شهدا داشتند، یک روز از خانوادهاى دلجویى مىکردند که چهار فرزندشان شهید شده بود . مقام معظم رهبرى بعد از اینکه عکس شهیدان را برایشان آوردند، از اسامى همه اعضاى خانواده سؤال فرمودند . بعد از معارفه، آقا افراد را با اسم کوچک صدا مىزدند و هدایایى به آنها مىدادند . در پایان، هدیهاى نیز به پدر و مادر شهید تقدیم نمودند . در این بین، یکى از برادران این شهداى بزرگوار که جانباز بود آمد و پس از دستبوسى – از روى شوق – شروع به گریه کرد . مقام معظم رهبرى از او دلجویى کردند . پدر شهید گفت: آقا، براى همسر ایشان دعا کنید، چون بیمار است و دکترها پول کلانى براى مداوایش خواستهاند . مقام معظم رهبرى فرمودند: هیچ ناراحتى ندارد، ان شاء الله مشکلش حل خواهد شد . فرداى آن روز همسر این برادر به دستور ولى امر مسلمین در بیمارستان بسترى و تحت معالجه قرار گرفت .
در پایان دیدار مجددا آقا افراد خانواده را به اسم صدا مىزدند و به آنها شیرینى مىدادند و به دست مبارکشان شیرینى در دهان بچهها مىگذاشتند.