ارسال شده توسط montazer در تاریخ: ۰۴ دی ۱۳۸۸
دل را زحسین(ع) اگر بگیرم چه کنم؟
بی عشق حسن(ع) اگر نمیرم چه کنم ؟
فردا که کسی را با کسی کاری نیست
دامان حسین (ع) اگر نگیرم چه کنم ؟
***************
***************
عالم همه قطره اند و دریاست حسین
خوبان همه بنده و مولاست حسین
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش
از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین
ابروی حسین(ع) به کهکشان می ارزد
یک موی حسین بردو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ؟
گفتا که حسین بیش از آن می ارزد
***************
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
****************
باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینهی ما میشود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین
****************
با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
1 | sim sim
آبروی آب برد و آب روی آب ریخت تشنه کام و تشنه لب ساقی میان آب سوخت
2 | h
حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود. اما افسوس بجای افکارش زخمهای تنش را به ما نشان دادند وبزرگترین دردش را بی آبی معرفی کردند.