ارسال شده توسط montazer در تاریخ: ۱۹ دی ۱۳۸۸
خدا دو حس در انسان قرار داده که ضامن پایداری خانواده است و اگه نباشه امیدی به ادامه حیات خونواده نیست
این دو حس نیروی عشق و جاذبه جنسی است، چون خیلی از اختلافات در سایه وجود این دو نیروی قوی حل می شه و اصلا دیده نمی شه پس باید گفت هیچ خانواده ای بدون عشق و نیاز جنسی خانواده نمی شه.
اما از وقتی که تو مملکت ما بین ازدواج و زمان بیداری این دو حس فاصله افتاده این دو نیروی حیات بخش خانواده به اسباب دردسر تبدیل شده ، چون نوجوون و جوون یا باید با اونا بجنگه تا خودشو نگه داره و ارزو کنه ای کاش خواجه بود و این دو حس در وجودش نبود تا می تونست یه نفس راحت بکشه
و یا اینکه خودشو به عشق و رابطه جنسی ناپاک الوده کنه و بعدش عذاب وجدان بگیره و احساس گناه کنه که چرا خودم رو الوده کردم .
پس به هرحال تو این دوره زمونه کیف خواجه ها بیشتره بخاطر اینکه اگه از این دو لذت محرومند لا اقل زجر نمی کشن
در نتیجه با صدای بلند باید در مناجات با خدا گفت :
خدایا تو چه چیز خوبی افریدی اما ما بی تدبیری خرابش کردیم رفت تو چی آفریدی چی شد ؟