ارسال شده توسط راه روشن در تاریخ: ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
آیت الله مصباح یزدى روزی نقل میکردند که پدر مقام معظم رهبرى یکى از ائمه جماعت مشهد بودند . ایشان به دلیل یک عارضه چشمى در معرض نابینایى قرار مى گیرند و براى معا لجه و درمان لازم بود به تهران منتقل شوند در ضمن ایشان به یک پرستار نیاز داشتنداز طرفى پدر و فرزندانش علاقه وافرى نسبت به همدیگر ابراز مى کردند همانند انس و علاقه بین حضرت یعقوب و یوسف در این شرایط مقام معظم رهبرى مردد بودند که بمانند و درسشان را در قم ادامه بدهند یا اینکه از پیشرفت علمى خود صرف نظر کنند و پرستارى پدر را بر عهده گیرند این شبهه براى ایشان پیش مى آید که شاید خدمتبه پدر واجب تر باشد . با یکى از دوستانشان که اهل معرفتبود مشورت مىکنند او مى گوید:عقیده من این است که شما براى خدمت به پدر به مشهد بروید، خدا قم را به مشهد مى آورد یعنى آنچه خدا مىخواهد در قم به شما بدهد در مشهد به شما مى دهد .این حرف به دل ایشان مى نشیند از تحصیل در قم و آن شرایط ممتازى که در قم پیش آمده بود صرف نظر مى کنند و با پدر به مشهد برمى گردند