فکر جوان

خاطرات شنیدنی از سفر معنوی(جسمانیت خدا از عقاید وهابیون)

ارسال شده توسط راه روشن در تاریخ: ۰۴ اسفند ۱۳۸۸

اینک به گفته ها و نوشته های چاپ شده و رایج میان وهابیون نگاهی گذرا انداخته و به آیات نورانی قرآن و سخنان روشنایی بخش پیامبر (ص)و امامان (ع)اشاره خواهد شد و داوری درستی و نادرستی گفته ها و نوشته ها را بر عهده شما عزیزان خواهیم گذاشت باشد که با به خاطر سپاری این گونه مطالب در هنگام رویارویی با انها خاطره های زیبا و شنیدنی از این سفر معنوی با خود به همراه بیاورید( جسمانییت خدا)بنیانگذار فرقه وهابیت (محمد بن عبدوالوهاب)است او پیرو افکار (ابن تیمیه)میباشد از این رو به بیان و نقد تفکرات آنها میپرازیم: از مسائلی که ابن تیمه به طور رسمی به نشر ان همت گذاشت جسمانیت خداوند و اثبات لوازم ان بود همانند قرار گرفتن بر روی کرسی .خندیدن.راه رفتن و مانند اینها!!ابن تیمه میگوید(نه در کتاب خدا نه در سنت رسول خدا و نه در گفتار یکی از گذشته امت اسلام و پیشوایان امت وجود ندارد که خدا جسم نیست و صفاتش جسمی و عرضی نیست)هیئت عالی افتای سعودی در پاسخ به سوال از جسمانیت خداوند گفته:(با توجه به اینکه تجسیم خداوند در نصوص نه نفی شده است و نه اثبات مسلمان هم نباید ان را نفی کند و نه اثبات چون صفات خداوند توفیقی است). خدای وهابیت میخندد: ابن تیمیه در کتاب عقیده الحمویه مینویسد (خداوند میخندد و در قیامت با خنده بر بندگان خود تجلی میکند) صحیح بخاری نیز از ابو هریره روایتی از پیامبر نقل میکند که :یکی از صحابه از میهمانی پذیرایی کرد وقتی نزد پیامبر آمد حضرت فرمود:(خداوند به خاطره مهمانی دیشب خندید) خدای وهابیت از عرش به زیر می آید !ابن تیمیه میگوید:(هر شب خداوند به آسمان دنیا فرود می آید و میگوید:آیا کسی هست مرا بخواند و من اجابتش کنم و طالب مغفرتی هست من او را ببخشم و این کا را تا طلوع فجر انجام میدهد)او میگوید:(کسی که نزول (خدااز عرش)را منکر شود یا به تاویل برد بدعت گذار گمراه است) ابن بطوطه در سفر نامه خود مینویسد :در مسجد جامع دمشق دیدم ابن تیمیه بر فراز منبر میگفت:(ان الله ینزل الی السماء الدنیا کنزولی هذا)(همانان خداوند از آسمان به دنیا نزول میکند همچنان که من فرود می آیم. )سپس از پله های منبر پائین آمد خدای وهابیت با چشم قابل رویت است ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه النبویه میگوید:عموم منسوبین به اهل سنت بر اثبات رویت خداوند اتفاق نظر دارند و اجماع سلف بر این است که ذات اقدس را در آخرت با چشم میتوان دید ولی در دنیا قابل رویت نیست در حالی که خصوصیت هر چیز (دیدنی)آن است که محدودیت و فاصله داشته باشد و خداوند از این گونه عئارض به دور است لذا قابل رویت در دنیا و آخرت نیست و در قرآن مجید به طور آشکار میخوانیم :لا تدرکه الابصار و هم یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر(چشم ها او را در نمییابن و اوست که دیدگان را در میابد و او لطیف اگاه است)و نیز در نهج البلاغه امام علی(ع)میخوانیم :لا تراه العیون بمشاهده العیان ولکن تدرکه القلوب بحقائق الایمان (چشم ها او را نمی بینن ولیکن قلب ها ائ را با حقیقت ایمان درک میکنند) دست خدا   در قرآن مجید میخوانیم (ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم فمن نکث فانما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیوتیه اجرا عظیما) (در حقیقت کسانی که با تو بیعت میکنند جز این نیست که با خدا بیعت میکنند دست خدا بالای دست های آنان است پس هر که پیمان شکنی کند تنها به زیان خود پیمان میشکند و هر که بر ان چه با خدا عهد بسته وفادار بماند بزودی خدا پاداشی بزرگ به او میبخشد)بدیهی است عبارت (دست خدا بالای دست انها)به این معناست که بیعت با پیامبر (ص)یک بیعت الهی است گویا دست خدا بالای دست آنها قرار گرفته است و به عبارتی قدرت و نصرت مافوق خداوند یاری دهنده مومنان است در حالی که آنها با کج اندیشی برای خداوند (دست)فرض کرده اند . اگر چه وقتی از چگونگی دست برای خدا از آنها پرسیده میشود میگویند مانند دست ما نیست ولی بلاخره دست دارد !سوال پایانی شاید این سوال به ذهن برسد چگونه آنها به جسمانیت خداوند معتقد شده اند در صورتی که چنین اعتقادی هیچ گونه دفاع عقلی و منطقی ندارد ؟! واقعیت این است که آنها گروهی سطهی نگر و ظاهربین هستند از این رو به (سلفی)ها مشهور هستند.اینان تنها به ظاهر کلمات اکتفا کرده و از خردورزی و روح توحیدی به دورند و تعصب و قشری نگری آنها به طور کامل هنگام گفت و گو آشکار می شود در حالی که (توحید)حقیقتی است که با خردورزی پذیرفته میشود و با ایمان و باور قلبی عمق پیدا میکند و زندگی را بر محور خداباوری شکل میدهد. چنین درکی از توحید با تمسک به ظاهر برخی آیات خود را مدافع توحید و عمل کننده به آیات قرآن می دانند و می گویند خود قرآن فرموده(ید الله فوق ایدیهم )پس خدا دست دارد!!بدون اینکه عقل و منطق خود را به کار اندازد که خدا جسم نیست.

منابع : التاسیس فی رد اساس التقدیس ج۱ ص۱۰۱ – فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه و الافتا ج۳ ص۲۲۷ – مجموعه الرسائل الکبری رساله یازدهم ص۴۵۱ – صحیح بخاری ج۴ ص۴۵۱ ج۳ ص ۲۱۰ ج۶ ص۴ – رحله ابن بطوطه ص۱۱۳ – مختصر منهاج السنه ج۲ ص۲۴۰ – سوره مبارکه انعام آیه ۱۰۳ – نهج البلاغه ج۲ خ۱۷۹ ص ۹۹ – سوره مبارکه فتح آیه ۱۰ – ر.ک تفسیر نمونه ج۲۲ ص۴۴ – ر.ک ابن تیمیه الرساله التدمریه ص۹۰

Share

۱ پاسخ برای "خاطرات شنیدنی از سفر معنوی(جسمانیت خدا از عقاید وهابیون)"

نوشتن نظر

.. مدير سايت ...

مشترك شويد

دریافت آخرین مطالب سایت از طریق ایمیل :


بایگانی

آمار