فکر جوان

بابام میگه باید تا ۲۷ سالگی صبر کنی؟

ارسال شده توسط راه روشن در تاریخ: ۱۸ اسفند ۱۳۸۸

سوال :من ۲۳ ساله و دانشجو هستم تو یه شهر دور از خانواده. خانواده من  سنتی و مذهبی هستن من هم همین طور اما تو یکسری از ملاک ها و معیار های ازدواج با هم اختلاف داریم یعنی تو این چند سال اختلاف ما بیشتر شده. من هم نه سربازی رفتم و نه شاغل هستم. به ازدواج هم نیاز دارم هم جنسی و هم عاطفی. چند تا گزینه مناسب هم مد نظر دارم که به خانواده معرفی کنم.اما بابام مدام میگه تو باید تا ۲۷ سالگی صبر کنی و تو جمع های خانوادگی در جواب همه میگه هنوز زوده نه کار داره نه سربازی رفته و ۲۷ ساله گیش زنش می دم. مادرم هم میگه تو خیلی مرد سالار هستی . بارها هم امسال با زبان بی زبونی گفتم که وقتش شده مثلا برنامه های ازدواج مثل گلبرگ را می بینم جالب اینه که با هم میبینیم با خانواده اما متوجه نمیشن. یه بار هم با با کلی سختی و شرم مستقیم مشکل را به بابام گفتم که تحت فشاری هستم که فقط باید ازدواج کنم اما بابام من را سرزنش می کنه که خیلی زود تسلیم نفست می شی و الان اصلا وقتش نیست. پرسید می تونی همین الان یه خانواده را اداره کنی و گفتم نه حالا و گفت وقتش که بشه خود ما کمکت می کنیم. چه طور با اونا رفار کنم هم احترام بزارم و هم نظراتم را حفظ کنم و تو معیار ها نظزشان را تحمیل نکنند ؟؟
جواب :این مشکل شمای تنها نیست بلکه خیلی از جوونا هستن که خانواده شون ازدواج اونا رو زود می دونن و اینم ناشی از یک اختلاف سلیقه نیست بلکه ناشی از اختلاف دو فکره که فکر دینی و عرفی باشه یعنی تکلیف شرعی و عرفی شما مقابل هم قرار گرفنه اند از یه طرف از نظر شرعی ازدواج یا برای شما مستحبه و یا واجب (وجوب ازدواج در جاییه که فرد گرفتار حرام مثل نگاه حرام یا خود ارضایی شده باشه)و ار طرف دیگه از نظر عرفی ازدواج شما بخاطر اینکه نه سربازی رفتید و نه شغل دارید درست نیست  پس متاسفانه این عرف خلاف شرع در کشور ما وجود داره که بر خلاف صریح ایه قرانه که می فرماید: ازدواج جوونا رو انجام بدید (ار فقرشون نترسید چون) اگه فقیر باشن خدا فقرشون رو برطرف می کنه اینا رو گفتم که بدونید نظر شما در کنار فکر دینی و در مقابل فکر عرفیه و معلومه که از بین این دو نظر اونی که درسته فکر و دستور دینه پس اولین کاری که باید بکنید اینه که توی نظرتون ثابت قدم بمونید و عزمتون رو جزم کنید که بهش برسید و هیچ عقب نشینی نکنید قدم بعدی اینه که اقدام رو از دو جهت شروع کنی :اول اینکه جهت گیری فکری اونا رو عوض کنی یعنی حرفای دین رو براشون بزنی و حرفایی رو که می زنن جواب بدی یعنی سعی کنی فکرشون رو با دلایل دینی عوض کنی مثلا اگه پدر شما می گه زود تسلیم نفست می شی باید بگی این حرف به درد زمان شما می خوره که اینترنت و ماهواره و فیلم و عکس و امکان ارتباط نامشروع و… نبود و گرنه حالا کمتر کسی می تونه خودشو کامل نگه داره و تازه اگرم بتونه نگه داره چرا باید این کار رو بکنه چون وقتی خدا گفته که حتی اگه می تونی خودتو نگه داری بازم بهتره ازدواج کنی چرا نباید ازدواج کنم ؟برای پدرتون این روایت رو از حضرت محمد (ص) بگید که اگه پدری بتونه زمینه مالی ازدواج جوونش رو فراهم کنه و این کار رو نکنه و بچه اش به گناه بیفته در گناهش شریکه یا مثلا اگه می گن که وقتش بشه کمکت می کنیم خب بگید شما که می خواید کمک کنید الان این کار رو بکنید چون وقتش الانه که من نیاز دارم دوم اینکه از جهت عملی کاری کنی که رضایت خانواده جلب بشه که اونم از راههایی ک در مطلب  نحوه راضی کردن والدین اومده ممکنه که متنش رو برات اوردم  تشریح نیاز خود و خطرات موجود و شکننده بودن مقاومت اکثر جوانان در شرایط کنونی برای والدین یا فرد اثرگذار بر آنها به صورت صمیمانه و صادقانه و خصوصی(در منزل، دعوت به رستوران یا خوردن آب میوه، قدم زدن،  نامه نوشتن و …)؛   اظهار نیاز از راه غیرمستقیم همانند: بروز دادن ناراحتی و یا استفاده از صحنه­های تلویزیون به اینکه وقتی انجام ازدواج در فیلم ها می­بیند بگوید: خوش بحال آنها؛  اطمینان دادن به خانواده نسبت به توانمندی خود در زمینه اداره زندگی؛جلب اطمینان والدین نسبت به صلاحیت ازدواج و توان اداره زندگی در عمل به اینکه مثلاً تغییر رویه دهد و همانند بچه­ ها در منزل برخورد نکند و یا کاری پیدا کند و یا پول پس انداز کرده و بعض وسایل مورد نیاز زندگی را تهیه نماید و یا مسئولیتهای مهم در خانواده به عهده بگیرد؛    بردن فکر پدر به طرف اینکه خودش را جای او ببیند و در شرایط او قرار دهد تا بتواند عمق نیاز او را درک کند؛   آماده کردن پاسخ سؤالات احتمالی مثل اینکه ازدواج برای تو هنوز زود است و یا اینکه با نداشتن شغل؛ مسکن و پول چطور می­خواهی ازدواج کنی؛  عقب نکشیدن و اصرار بر خواسته خود و تکرار آن به انحاء گوناگون و در شرایط مختلف؛     استفاده از قاعده احترام و از کوره در نرفتن در هر شرایطی؛    استفاده از بزرگترها برای راضی کردن والدین؛نشان دادن طرف به والدین در صورتی که مورد علاقه آنها باشد؛برنامه ریزی برای کم کردن هزینه­ها و اعلام آن به عنوان راه حل به والدین همانند اینکه برای کم کردن هزینه عروسی فلان کار را می­ شود کرد؛ واسطه کردن مادر برای اثرگذاری بر پدر؛کمک گرفتن از برادران و خواهران اثرگذار.موفق باشید

Share

بدون پاسخ برای "بابام میگه باید تا ۲۷ سالگی صبر کنی؟"

نوشتن نظر

.. مدير سايت ...

مشترك شويد

دریافت آخرین مطالب سایت از طریق ایمیل :


بایگانی

آمار