ارسال شده توسط راه روشن در تاریخ: ۱۹ اسفند ۱۳۸۸
سوال :من دختری ۲۳ ساله از یک خانواده مذهبی هستم به خاطر ظاهرم ، تحصیلاتم ، موقعیت شغلی پدرم و سطح خانواده ام ۵ ساله که به طور مداوم خواستگار برام میاد . اما متاسفانه از بین این همه خواستگار هیچ کس حتی ذره ای به دلم ننشسته .من توقعات بالایی ندارم فقط انتظار دارم همسر آینده ام هم کفو من باشه. منظورم از هم کفو بودن هم یعنی اینکه هم سطح خودم باشه یعنی از لحاظ اعتقادی ،اصالت خانوادگی ،تحصیلات و اخلاق با من هم سطح باشه غیر از اینکه بنا به اعتقاد خودم و اطرافیانم من آدم خاصی هستم ، یعنی متفاوت از بقیه دخترا.فکر کنم مشکل هم از همین جا باشه منظورم از خاص بودن هم تفاوت هایی است که بین خودم و افراد دیگه احساس می کنم ،نمیدونم چطور بگم ،شاید به خاطر نوع اخلاق و رفتارم و اعتقاداتم باشه شایدم در واقعیت اینطور نباشه فقط من اینطور فکر کنم به طور مثال من تصور می کنم دختری هستم که انقدر توانایی دارم که به تنهایی زندگی خودم رو بگردونم به همین دلیل معتقدم همسر آینده ام باید مثل من و یا از من قوی تر و بالاتر باشه تا بتونم به عنوان همسر بهش تکیه کنم ، نمی خوام به خاطر توانای های برتری که دارم همه ی مسئولیت زندگی رو خودم به عهده بگیرم . می خوام همسر آینده ام یک مرد به معنای واقعی باشه یکی که بتونم بهش اتکا ،اعتماد و افتخار کنم این وضعیت دیگه غیر قابل تحمل شده و از یک طرف رفت و آمد مداوم خواستگارا باعث شده نظم زندگی ام بهم بریزه و از طرف دیگر احساس ناراحتی از اینکه اطرافیانم منتظرند ازدواج منو ببینن اما این امر ممکن نمیشه
جواب :شما گفتید هیچ کدوم به دلتون نمی شینن به نظر من به دل نشستن علت می خواد یه پسر وقتی به دل یه دختر می شینه که نقاط قوت فکری و اخلاقی و شخصیتی و… در او مشاهده کنه پس احتمالا علت اینکه هیچ کدوم از اونا به دلتون وارد نشدن این بوده که شما هیچکدوم از خواستگاراتون رو دارای همه تناسبها و توانمندیهای لازم ندیدید و در نتیجه نتونستید قلبا قبولشون کنید اگه مشکل این باشه باید علتش رو فهمید یعنی بررسی بشه که علت اینکه شما نقاط قوت لازمه رو هیچ کدوم از اونا ندیدید چی بوده؟به نظر من چند احتمال هست:اول اینکه ممکنه تشخیص شما اشتباه بوده باشه و لا اقل بعض اونا واقعا در حد شما بودن و شما نتونستید بفهمید مثلا در تشخیص مسئولیت پذیری ممکنه شما به حال فعلی فرد توجه کردید در حالی که قبل ازدواج در این مورد ملاک نیست بخاطر اینکه انگیزه تلاش و مسئولیت پذیری پسر بعد ازدواج بخاطر عشق و علاقه به همسر چند برابر می شه پس حالا که احتمال اشتباه هست برای جلو گیری از احتمال اشتباه ، جهت تصمیم برای خواستگارهای بعدی حتما با اطرافیان مشورت کنید احتمال دوم اینه که ممکنه به یه نوع ایده ال گرایی در زمینه انتخاب همسر گرفتار شده باشید که اگه این طور باشه تا این فکرتون رو تغییر ندید نخواهید تونست ازدواج کنید چون واقعیت اینه که شما نباید منتظر مثل سوپر من و رابین هود باشید که بیاد خواستگاری تون و باید از بین همین پسرایی که کمابیش از نظر توانمندی شبیه همند به یکی بله بگید البته من نمی گم اونی که شما در نظرتونه وجود نداره اما تضمینی برای اینکه چنین فردی خواستگاری شما بیاد وجود نداره احتمال سومی هم هست که البته بد بینانه است ولی چون در جایگاه مشورت هستم عرض می کنم اون احتمال اینه که ممکنه علت هم سطح ندیدن دیگران با خودتون این باشه که شما خود رو از اونا بالاتر دیدید یعنی ممکنه شما یه نوع خود بزرگ بینی دچار باشید و اگه این طور باشه شما غیر از مساله انتخاب همسر در برخوردها با همسر اینده هم حسابی دچار مشکل می شید چون آدم خود بزرگ بین کارها و خصوصیات مثبت خودشو بیش از حدی که هست بزرگ می بینه و اگه همون کار او رو کس دیگه هم انجام بده بهش نگاه فقیه اندر سفیه می کنه چون به طور ناخود آگاه فکر می کنه تنها خودش از پس این کار بر میاد و باصطلاح کار طرفشو ریز می بینه و برخوردش با طرفش طوریه که انگار کاری نکرده یا اینکه اصلا کار مهمی نکرده و در زندگی زناشویی این برخورد اثر بسیار منفی بر طرف مقابل داره و عکس العمل منفی اونو بر می انگیزه و او هم مقابله به مثل می کنه و این کار منجر به اختلاف در زندگی می شه اگه این طور باشه چنین فردی باید درس تواضع و فروتنی ببینه و به خودش بگه که از درخت پر بار یاد بگیر که هرچی بارش بیشتر باشه سرش پایین تره….. موفق باشید