ارسال شده توسط راه روشن در تاریخ: ۲۰ اسفند ۱۳۸۸
سوال :من با یه اقایی می خوایم ازدواج کنیم همو دوست داریم و خونواده ها هم راضیین برای محکم کاری پیش مشاور رفتیم بعد از انجام تست روان و شخصیت گفت یکی تون درون گرا و منزوی و اون یکی برون گرا و اجتماعی هستید توصیه می کنم با هم ازدواج نکنید چون از ۵ سال دیگه اختلافتون شروع می شه و بعدم جدا می شید اون پسر قبول نکرد و گفت خب انسان در حال تغییره از کجا معلوم که ما عوض نشیم نکته دیگه اینکه اختلاف فرهنگی خانواده هامون هم مشهوده به نظر شما چه کنم ؟جواب :من تصور می کنم مشاور بخاطر تفاوت بین صفات شما و طرفتون این حرف رو زده یعنی می خواد بگه کسایی که صفات مقابل هم دارن مثلا یکی برون گرا و اجتماعی و دیگری درون گرا و منزوی است چون صفاتشون مقابل همه اگرم اول مشکل پیدا نکنن ، در طول زمان بالاخره دچار مشکل می شن یعنی اونی که برون گرا است تمایلاتی داره که مقابل خواسته های یه درون گرا است و اینم که گفته بعد چند سال دچار مشکل می شید شاید بخاطر اینه چنین افرادی یه مدت می تونن همو تحمل کنن و بالاخره تحمل هر دو یا یکیشون تموم می شه و می زنن به تیپ همدیگه من عرض می کنم این حرف در صورتی درسته که اولا همدیگه رو به همین صورتی که هستن نپذیرن و قبول نکنن چون اگه آدم یه نقص رو هرچند بزرگ باشه همون جوری که هست قبول کنه باهاش راحته و زوزگارش سیاه نمی شه مثل یه ادم معلول که با معلولیتش کنار میاد اما اگه قبولش نکنه و هی چرا چرا کنه – هرچند نقص کوچکی باشه – بهش سخت می گذره مثل بعض جوونا که بخاطر عدم موفقیت تحصیلی یا شکست عشقی – چون نمی خوان واقعیت رو قبول کنن و باهاش کنار بیان – آروم وقرارشونو تا مدتها از دست می دن وثانیا: ایجاد مشکل در صورتی بیشتره که از اول این اختلاف رو ندونن و بعدا یواش یواش بفهمن چون برخورد خلاف توقع خیلی برای ادم سنگینه اما اگه از اول بدونن و حتی قبولش هم نکرده باشن – مثلا این فکر رو کرده باشن که در طول زمان اخلاق طرفشون رو عوض می کنن – مثل وقتی که از اول نمی دونستن مشکل ساز نیست پس با دونستن خصوصیات همدیگه و قبول کردنش توسط طرفین مشکلی پیش نمیاد خصوصا بعد گذشت چند سال چون هرچی می گذره انس و الفت همسران به هم خیلی بیشتر می شه و کاملا به رفتار و سلایق همدیگه عادت می کنن علتشم اینه از اول با علم به اخلاق همدیگه و قبولش پیش اومدن و بعد چند سال پذیرش خلقیات طرف مقابل در هرکدوم نهادینه شده از اینا گذشته حرف اون پسر درسته که امکان تغییر وجود داره به اینکه هرکدوم بخاطر دیگری و عشق به اون و یا به علت اینکه می فهمه روش و سلیقه رفتاری طرفش بهتره سعی کنه که اخلاق و رفتارش رو عوض کنه بلکه شاید این تغییر بعد یه مدت خودبخود این اتفاق بیفته چون انسان از رفتار و خلقیات اطرافیانش خصوصا کسایی که دوستشون داره اثر می پذیره در مورد اختلاف فرهنگی هم اگه هر کدوم از طرفین و خانواده ها همدیگه رو همون جوری که هستن قبول کنن و بنا بذارن احترام سلایق گفتاری و رفتاری همدیگه رو حفظ کنن مشکلی پیش نمیاد چون اگه اونا شما رو قبول کنن با شما طوری رفتار می کنن که دوست داریدآخر هم یه حرف کلی در زمینه انتخاب همسر می گم که : در زمینه انتخاب همسر هم افراط غلطه و هم تفریط هم یعنی بدون شناخت ازدواج کردن نادرسته هم خیلی مته به خشخاش گذاشتن ؛ چون ادم ایده ال که همه چیز تموم باشه و هیچ عیبی نداشته باشه وجود خارجی نداره و اگه همه بخوان با این طور آدمی ازدواج کنن کمتر دو نفری می تونن ازدواج کنن چون نقص و عیب در همه هست علاوه بر اینکه کمتر دو نفری از همه نظر کاملا با هم تناسب دارن پس حالا که همه از جمله خود ما دارای عیب هستند و تناسب کامل هم کمه لازمه که هر وقت پسر و دختر در نقاط اصلی و مهم مورد پسند هم بودند با صرف نظر از موارد دیگه ازدواج کنند شاید بگین که با اختلافات غیر اصلی چه باید کرد که مشکل ساز نشه من عرض می کنم این موارد رو به همراه مواردی که احیانا نمی دونن و بعدا می فهمن ، باید با گذشت و حتی چشم پوشی از نقاط ضعف طرف مقابل و عشق طرفینی در زندگی حل کنند….موفق باشید