ارسال شده توسط راه روشن در تاریخ: ۲۰ اسفند ۱۳۸۸
سوال :من تازه لیسانس گرفتم عاشق یه دختری شدم و می خوام باهاش ازدواج کنم وقتی دیدمش، دیگه نمی خواستم غیر از این کس دیگه ای رو ببینم انگار خدا خودش رو از تو چشمای این بنده ش به من نشون داد و من رو عاشق خودش کرد اما خدا شاهده وقتی دیدمش گناه ازم پاک شد شدم مثه یه نوزاد تازه متولد شده… کار خدارو میبینی؟! اینا رو گفتم که بدونی منظورم از عشق هوس و رابطه ی جنسی نیست اما اینم بگم : بارها به خودش هم گفتم که من مثه اون آدمای عاشق نیستم که “میزنن تو سرشون و میگن من الاّ بلاّ این دختر رو میخواماگه برام نگیرین خودم رو میکشم بی اون زندگی واسم پوچ و بی معنیه” حواسم هست اصلا اون ابتدا از خودش هم یه رابطه ی خوب و پاک میخواستم تا فقط همدیگر رو بشناسیم و با روحیات همدیگه آشنا بشیم تا اگه به درد هم خوردیم اقدام کنیم… شاید این کار هم اشتباه بود؛ که حتما همینطوره حالا سوالم اینه : آیا قبل از اقدام رسمی، برم و با پدر دختر صحبت کنم؟!! نظرت چیه؟ آخه زمانی که آدم میره خواستگاری، خانواده ی خانم فکر میکنن که الان دوماد همه چی تموم آماده ی بردن دخترشونه من میگم نشون بودن دختر و پسر مخصوصا تو شرایط ما بهترین راهه (البته بدون رابطه جنسی- خیلی به این معتقدم- قوت قلب اینکه مال هم هستیم وسوسه ی شیطون رو ازم دور میکنه) میگم اگه قبلش با پدرش حرف بزنم چطوره؟! خودش یادمه که بهم گفت: باباش از آدمای اینجوری خوشش میاد… این میتونه یه پون مثبت باشه نیست؟!!
جواب:کار درست رو شما می کنی که نمی ذاری عشق عقلت رو از کار بندازه اینم قبول دارم که عشقت پاکه چون معمولا عشقی که به قصد ازدواجه پاکه در مورد صحبت کردن با پدرش قبل از خواستگاری رسمی خیلی موافقم این ملاقات خیلی می تونه سرنوشت ساز باشه چون اونی که باید قبول کنه و گاهی اصلا نمی شه راضیش کرد پدر دختره و اگه اون راضی شد خونواده خودتو راحت تر می تونی راضی کنی اینکه می گم راحت تر بخاطر اینه که برای راضی کردن خونواده ات خیلی کارایی رو می تونی بکنی که در مورد پدر دختر نمی شه انجام داد(اگه برای راضی کردن خونواده نیاز به کمک داشتی بگو تا راهنماییت کنم) من حرف خاص دیگه ای ندارم اما چون از حرفات فهمیدم که ماشاالله عاقل و فهمیده ای و خودت می دونی چه کار کنی فقط دوتا نکته رو بهت می گم اول اینکه حواست باشه یه طرفه شدن قصه این قدر طول نکشه که دلت رو به حدی از دست بدی که مثل الان نتونی با عقلت مانور بدی و راحت تصمیم عاقلانه بگیری پس هرچه زودتر قصه رو یه طرفه کن یعنی بله رو از هر دو طرف بگیر و حد اقلش همون نشون کردنیه که خودت گفتی دوم هم اینکه اگه قرار شد انشا الله با هم ازدواج کنید سعی کن تا به هم حلال نشدید یا رابطه نداشته باشید یا اینکه رابطه در حد رسمی نه بیشترالبته اگه قبل ازدواج پدر دختر موافقت کنه که صیغه محرمیت بخونید این مشکل حل می شهموفق باشید