فکر جوان

نه خونه داره نه ماشین!!

ارسال شده توسط راه روشن در تاریخ: ۲۰ اسفند ۱۳۸۸

سوال :من ۲۷ سالمه ۵ساله با آقایی که ۷سال از من بزرگتره آشنا هستم خانواده هامون در جریان هستن ۲بار  رسما به خواستگاریم اومده اما خونواده ام مخالفن چون اختلاف طبقاتی داریم و نه خونه داره و ماشین من با این مسایلش کنار اومدم  از تحقیقاتی هم که انجام شده همه گواهی میدن که پسر نجیب و با اخلاقیه دوتا از خواهرام قهر کردن و مامانم گفته عروسیت نمیام میگه میدونم بدبخت میشی جالبه برام چون شوهر خواهرام وقتی خواستگاری اومدن هیچی نداشتن از ما پایین تر بودن ولی خداروشکر الان وضع مالی خوبی دارن(در ابتدا بابام بهشون کمی کمک کرده) اما حالا این قضایا مهم شده حالا خیلی مرددم اونم خسته شده و جواب میخواد لطفا راهنماییم کنید
جواب :ازدواج با آدم فقیر کار نه تنها نادرست نیست بلکه ازدواج سبب از بین رفتن فقر هم می شه چون مطابق حرف قرانه که فقر نباید مانع ازدواج بشه و می فرماید کسایی که ازدواج می کنند اگه فقیر باشن خدا اونا رو بی نیاز می کنه البته می دونید که معنی اینکه خدا می رسونه این نیست که امکانات مادی فورا و بدون سختی فراهم می شه بلکه  معمولا با سختی و به تدریج فراهم می شه علاوه بر اینکه تجربه – همون طور که شما هم گفتید – مکرر نشون داده کسایی که قبل ازدواج چیزی نداشتن بعد چند سال همه چیزایی رو دارن که اگه ازدواج نمی کردن اصلا نداشتن علی رغم همه این حرفها شما پایه اصلی ازدواج هستید و باید اول بررسی کنید و تکلیف خودتون رو روشن کنید که از ته دل قبول می کنید یا نه چون اگه از ته دل قبول نکنید بعدا نمی تونید در برابر مخالفتها خوب مقاومت کنیدبرای بررسی و تصمیم گیری علاوه بر توجه به فرمایش قران و تجربه این رو هم مد نظر قرار بدید که شرایط سنی تون خیلی اجازه صبر کردن رو به شما نمی ده نه اینکه نتونید صبر کنید می شه اما ریسک داره چون ممکنه با گذشت زمان اصل ازدواج شما به خطر بیفته و دیگه اصلا نتونید ازدواج کنید و این خیلی بدتر از ازدواج با یه مرد بی خونه و ماشینه بعدشم بر فرض که رد کردید از کجا معلوم بعدی بهتر باشه،اگه بعدی پول داشت اما اخلاق و نجابت نداشت چی؟ این که بدتره چون بدست اوردن خونه و ماشین ممکنه اخرش اینه که چند سال سختی داره اما اگه طرف پولدار باشه ولی اخلاق یا نجابت و پاکی نداشته باشه در صورت ازدواج یه عمر باید سختی بکشید به هر حال اگه بررسی کردید و کاملا قبول کردید نوبت اینکه که سختی موافق کردن مخالفان رو به جان بخرید تا به اونی که می خواید برسید پس آستین ها رو بالا بزنید و از هر راهی که می تونید مثل صحبت های مکرر ، واسطه کردن دیگران ، محبت ، دادن هدیه ، کمک ، خواهش و تمنا ، انزوا و گوشه گیری و یا حتی گریه و قهر کردن مقطعی موافقت اونا رو جلب کنید خلاصه این قدر پای کار بایستید که موافقت کنن اگه خواستن تو دل شما رو خالی کنن از قران و تجربه های گذشته خواهراتون براشون دلیل بیارید اگه گفتن صبر کن بهترش گیرت میاد بهشون بگید که چرا به سن من نگاه نمی کنید که اگه بخوام سخت بگیرم مثل دخترایی می شم که از ازدواج نا امید شدن ، تازه اگه اینو رد کنم چه تضمینی هست که بعدی همه چیز تموم باشه و هم پول و هم اخلاق و هم نجابت و… رو داشته باشه و اگه یکی اومد که بی پول نبود اما اخلاقش بد بود یا نجیب نبود چی ؟ پس اگه اونم ردش کنم که ممکنه فرد مناسب اصلا نیاد و تا اخر تو خونه بمونم ، اگرم بهش شوهر کنم که بدتره ، چون یه عمر باید با بدیش بسازم در صورتی که اگه با این ازدواج کنم اخرش اینه که چند سالی سختی مالی داریم که تموم می شه تازه سختیش با خوبی همسر جبران می شه پس حالا که به حکم عقل باید کوتاه بیام چه بهتر در مورد چیزی کوتاه بیام که احتمال ضررش کمتره و بعدا هم قابل جبرانه در نهایت اگه اخرش قبول نکردن و گفتن بدبخت می شی شما هم بزنید به سیم اخر و بهشون بگید عیب نداره من مسئولیتش رو می پذیرم من به پشتوانه حرف خدا می خوام خودمو بدبخت کنم شما کاری دارید؟ من راضی به رضای خدا هستم اگه خدا راضیه که من حتی تا اخر عمر هم فقیر بمونم من راضیم و هیچ مخالفتی ندارم ضمنا وقتی به نتیجه رسیدید و خواستید موافق سازی اطرافیان رو شروع کنید به خواستگارتون هم اعلام کنید تا اگه طول کشید دلسرد نشه……. موفق باشید

Share

۴ پاسخ برای "نه خونه داره نه ماشین!!"

1 | علی

۲۰ اسفند ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۴۸ ق.ظ

یک مقدار که بگذره همه اینها یادتون میره ، اگر فکر کردین زندگی را خونه و ماشین و این چیزهای مادی که متاسفانه جامعه ایران عزیز را گرفته و چشم و هم چشمیهای احمقانه شما راه اشتباهی میروید و ازدواجتون بیفایده است ، اگر فکر میکنید که بعدا” دچار تضاد مالی هواهید شد این ازدواج منجر به طلاق خواهد شد.
اگر به زیباترین روز زندگیتان تا حالا فکر کنید و در آن بتوانید بدون پول خوشحال باشید و اگر آنقدر عشق در وجودتان هست که با بی پولی زندگی کنید بسم الله

2 | seta

۲۵ اسفند ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۱۶ ق.ظ

من سوال دارم میتونم از طریق اینجا بپرسم؟
من خواستگاری دارم که شرایطش خوبه و خیلی هم به من علاقه داره اما من دوسش ندارم به دلم نمیشینه. چی کار کنم؟

3 | مجید

۱۰ فروردین ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۳۵ ق.ظ

با سلام
من دانشجوی ارشد هستم. بدون ماشین و پول!!!! دو سل پیش به خواستگاری خانمی رفتم و اعلام کردم که به یشان علاقه دارم ولی چون خود در حال تحیل هستم و پدر مادری کشاورز دارم. از لحاظ مالی وضعیت مناسبی ندارد. ایشان و پدر محترشان با دیدن شرایط من قبول نموده و به عنوان عضوی از خانواده خود پذیرفتند. حال از این که همسرم در آن شرایط مالی نامناسب بنده را به عنوان همسرم خود پذیرفتند، احساس غرور می کنم. به داشتن چنین همسری می بالم. چون به خدای متعال توکل کردیم. شرایط مالی ما در حال بهبود است. چرا که با استفاده از وام و کمک دوستان کارگاهی تاسیس نموده و مشغول بهبود وضعیت مالی خود شدیم. دوست عزیز هیچ چیز به اندازه توکل به خداوند متعال نتیجه بخش و سودآور نیست.

4 | سخن آشنا

۲۸ فروردین ۱۳۸۹ در ساعت ۱۲:۴۱ ق.ظ

با سلام
اگه همه شرایطش خوبه و با شرایط شما سازگاری داره تصور می کنم یک مدت بهتره صبر کنید شاید محبت ایجاد بشه اما اگه واقعا ازشون تنفر دارید و اصلا از این نوع آدمها به هر دلیل خوشتون نمی آد یکی از شرایط ازدواج اینه که انسان با کسی که می خواد ازدواج کنه به دلش بشینه و دوستش داشته باشه در این صورت ازدواج شما به صلاح نیست

نوشتن نظر

.. مدير سايت ...

مشترك شويد

دریافت آخرین مطالب سایت از طریق ایمیل :


بایگانی

آمار