ارسال شده توسط راه روشن در تاریخ: ۲۰ اسفند ۱۳۸۸
سوال :یکی از همکلاسیام به من پیشنهاد ازدواج داده و با تازگی قراره در یکی از شهرهای نزدیک تبریز در اداره ای مشغول به کار بشه و الان هم تا عید قراره بره اونجا. من با هیچ آقایی تا به حال برای ازدواج آشنا یا به قول معروف دوست نشدم ولی اون قبلا با دخترایی دوست بوده اون از من خواستگاری کرد ولی چند مورد هست که باعث میشه من درباره انتخاب اون برای آینده با مشکل و سردر گمی مواجه بشم.یک مورد که به نظرم خیلی خیلی مهمهو من تطابق چندانی با اون ندارم مسئله جنسیه. من به این مسئله خیلی عادی نگاه می کنم ولی اون می گه آدم پرهوسیه و دوست داره هر روز چند بار سکس داشته باشه. من با توجه به اینکه لاغر هستم و اختلاف وزن ما بیش از ۵۰ کیلو است طوری نیستم که بتونم جوابگوی چندین بار باشم. از این می ترسم که بعد ازدواج ببینه من نمی تونم براش نیازهاشو برطرف کنم و این تبدیل به یک مشکل اساسی بشه.یه موضوع دیگه اینکه نیاز به محبت زیاد داره و اینکه مدام بهش گفته بشه که خیلی دوست دارم درحالی که من شخصیتم طوریه که محبت کردن رو در عملم می تونم نشون بدم. و به حاطر این موضوع میگه اگه بعد ازدواج به من ابراز محبت نکنی من می ذارم می رم و حتی یک بار گفت طلاقت می دم!! او فرد کوچک خانواده است و پدر و مادرش سنشون بالاست به خاطر همین چون از خانواده کمتر محبت میبینه دلش می خواد از همسر آینده اش تمام محبت رو ببینه.مسئله دیگه اینه که به نوعی به دلم نمی شینه . گویی روحم به سمتش کشش نداره و احساس می کنم اون چیزی نیست که من می خوام. من هم دقیقا اون چیزی نیستم که اون می خواد . دلیل انتخاب من براش اینه که میگه تو دوست پسر تا به حال نداشتی و پاکی و خیانت به من نمی کنی وقتی به دلم رجوع می کنم می بینم تا اون حد دوسش ندارم. اگز زمانی هم جواب مثبت بدم و تن به ازدواج به خاطر دل خودم نبوده به خاطر اینه که ناراحت نشه.حرف اخر هم اینکه فعلا نمی تونم به ازدواج فکر کنم چون طبق سنت های ما به دختر بایستی جهیریه داده بشه که من نمی تونم به این زودی این انتظار رو از خونواده ام داشته باشم. شرایط اونم مهیا نیست ولی نه می تونه بیخیال ازدواج بشه و نه بیاد جلو. یعنی هیچ کدوم شرایط ازدواج رو نداریم. حالا من موندم چه کنم؟ لطفا راهنماییم کنید. جواب:
در ازدواج مهم اینه که دختر و پسر با کمک گرفتن از خانواده بر اساس تناسبهای فکری و اعتقادی و اخلاقی و رفتاری با هم ازدواج کنن و اگه این طور ازدواج کردن یقین بدونن که عشق پایدار بر اساس این تناسبها بعد ازدواج خود بخود ایجاد می شه و لازم نیست قبل ازدواج عاشق هم باشن بلکه اگه ققط همو بپسندن و به دل هم بیفتن کافیه حالا اگه فکر می کنید که ایشون این مقدار شما رو پسندیده و در دلش هستید و فقط بخاطر اینکه دختر پاکی هستید و دوست پسر نداشتید نمی خواد باهاتون ازدواج کنه به نظر من از این نظر مشکلی نیست در مورد خود شما هم اگه ایشون به دلتون افتاده و به عنوان اینکه شوهرتون بشه قبولش دارید – نه اینکه بخاطر اینکه ناراحت نشه بخواید باهاش ازدواج کنید – همین مقدار کافیه و یقین بدونید که اگه تناسبهای لازمه طرفینی رو داشته باشید این علقه قلبی کم به تدریج به عشق شدید تبدیل می شه مهم ترین مساله همین بود که عرض کردم اما بقیه مواردی که گفتید چندان مهم نیست و در طول زندگی حل می شه اختلاف وزن شما و اون در صورتی که فقط لاغر باشید و جثه خیلی کوچکی نداشته باشید از نظر زناشویی – حتی به صورت متعدد- مشکلی درست نمی کنه علاوه بر اینکه احتمالا شما هم بعد ازدواج مثل خیلیای دیگه به این لاغری نمی مونید و چاق می شید شما گفتید اون درخواست تعدد آمیزش جنسی در روز رو داره ولی مسائل جنسی برای شما خیلی عادی است این به نظر مشکلی ایجاد نمی کنه چون نگاه معمول زنها به مسائل جنسی مثل شما است ولی با این وجود معمولا در ابتدای ازدواج عمل جنسی زوجها متعدده و این تعدد در صورتی که مرد نکات لازمه رو رعایت بکنه نه تنها زن رو ناراحت نمی کنه بلکه موجب رضایتمندی او هم هست در مورد اینکه گفتید او نیاز به محبت گفتاری داره چون از خانواده کمتر محبت دیده و شما تنها قادر به محبت عملی هستید عرض می کنم اظهار محبت بروز دادن یه کشش درونیه و دستوری نمی شه یعنی ادم وقتی از کسی خوشش میاد یی اختیار بهش اظهار محبت می کنه پس بعد ازدواج که کشش این قدر زیاد می شه که دوری هم رو نمی تونن تحمل کنن در نتیجه همه گفتارها و رفتارهاشون عملا اظهار محبته مشکل حرف شما اینه که اون وقت رو با الان که خیلی بهش کشش ندارید مقایسه می کنید که الان واقعا هم اظهار محبت چندان ممکن نیست در مورد مهیا نبودن شرایط شما و اون هم عرض می کنم ایشون رسما اقدام کنه و شما هم قبول کنید و نترسید و هردو تون به خدا توکل کنید که خدا برای هر دو طرف وسیله سازه هم اون موفق می شه و هم جهیزیه شما به بهترین وجه جور می شه همچنین برای دلگرمی بیشتر شما عرض می کنم تجربه هم نشون داده که هرکی با توکل و اعتماد به خدا در زمینه ازدواج حرکت کنه به تدریج از جایی که تصورش رو هم نمی کنه همه چیز براش جور می شه …….موفق باشید