ارسال شده توسط راه روشن در تاریخ: ۲۰ اسفند ۱۳۸۸
سوال :جواب شما رو خوندم اما دست خودم نیست ،وقتی می بینم همه هم سن و سالام توی فامیل و دوستام بچه دارم شدن احساس می کنم دیگه دیر شده توی دور و بری هام حتی کوچیکتر از خودمم هستن که بچه دارن الان تنها دختری که بالای ۲۰ ساله توی فامیل ازدواج نکرده منم. این فکرو غصه رو خود خانواده برای آدم ایجاد می کنن بعد می گن چرا عجولی! من بهشون می گم که برای من مشکلی نیست راه بدید خواستگارای خواهرمو . اما حتی خود خواهرمم قبول نمی کنه . چه برسه به مادر و پدرم! می گن توی قرآن نیومده . اما هنوز آداب و رسوم ایرانیا اینجوریه که فک می کنن عیبی داشته دختر بزرگه که کوچیکه اول ازدواج کرده. متاسفانه هیچ کدوم از کسایی که اومدن دیگه حتی زنگ نزدن که بخوام بپرسم مشکل چی بوده حتی خانوادم باهام دعوا می کنن . می گن حتما تو جوری رفتار می کنی یا حرف میزنی که اینجوریه گاهی مادرم با یه غمی تو چشماش اینو میگه که دلم می خواد بمیرم خیلی اینا رو دلم سنگینی می کنهنمی دونم واقعا مشکل کجاست خلاصه افکارم راحتم نمیذارن چه کنم جواب :
نگید دست خودم نیست درسته که ازدواج دست خودتون نیست اما بیرون اومدن از این وضعیت نابسامان کاملا دست خودتونه شما توی این شرایط نیاز مبرم به آرامش و تقویت روحیه دارید پس کاری کنید که بجای دو ناراحتی لا اقل یک ناراحتی رو تحمل کنید یعنی اگه مجردید دیگه غصه شو نخورید چون عقل می گه اگه آدم در یه موقعیت نامناسب قرار داره که نمی تونه اونو برطرفش کنه لا اقل یه کاری کنه که با غصه خوردن رنج و ناراحتیش دو تا نشه بهترین راه هم اینه که شما و خانواده تون وضعیت فعلی رو بپذیرید، چون پذیرش وضع موجود خیلی انسان رو آروم می کنه به دلیل اینکه اگه وضع موجودش رو قبول نکنه هی چرا چرا می کنه ودائما توقع داره معجره بشه و به تغییر کم راضی نیست اما اگه وضع فعلیش رو قبول کنه تا یه ذره بهتر شد خوشحال می شه و بخاطر فکر و خیال از کار و زندگی هم نمیفته پس شما و خانواده تون بجای اینکه سوهان روح همدیگه بشید سعی کنید همدیگه رو آروم کنید و به اونی که هست راضی بشید تا لا اقل کمتر عذاب بکشید و بعدش فکر کنید که در وضع فعلی برای ایجاد مشغولیت چه کار می تونید بکنید یه چیز دیگه هم که آرومتون می کنه اینه که به دخترای فامیلتون نگاه نکنید بلکه به این همه دختر مجرد که توی کلوب می بینید که خیلیاشون هم از نظر سنی از شما بالاترن نگاه کنید چون متوجه می شید که خیلیا مثل شما هستن و احساس می کنید که هنوز وقت دارید و کمتر ناراحتی می کشید در پایان به دو نکته که قبلا گفتم تاکید می کنم اول اینکه جدا در پی یافتن علت مورد پسند قرار نگرفتنتون باشید حتی از اطرافیان و فامیلها و دوستانتون سوال کنید که آیا عیبی در رفتدوم هم اینکه بازم برای راضی کردن خانواده جهت پذیرش خواستگارای خواهرتون تلاش کنید و جدا بهشون بگید بخاطر رسومات غلط یه کاری نکنید که چند سال دیگه پشیمون بشید که ای کاش بر خلاف رسومات عمل کرده بودیم و اینو هم که گفتم تاکید کنید که از کجا می دونید شاید واقعا عند الله کلید باز شدن بخت من ازدواج خواهرم باشهار یا برخورد شما می بینن؟البته اینو هم بگم : نکنه اگه خواستگار اومد بیش از انداره تحویلش بگیرید که احساس کنه لابد دختر یه عیبی داره که این طور برخورد می کنه و بدتر فراری بشه ……….موفق باشید