ارسال شده توسط راه روشن در تاریخ: ۲۰ اسفند ۱۳۸۸
برادر من ۳۶ سالشه می خواد با دختری ۲۸ ساله ازدواج کنه ولی مورد دختر نقاط قابل تاملی هست اول : بعضا با شرایطی که اصلا موافق نبود بعدا به راحتی موافقت می کنه یا از حرفایی که زده برمی گرده و با ما موافقت می کنه دوم : به اعتراف مادرش اعتماد به نفس پایینی داره سوم : اهل خنده و شوخی و شادی نا بجا و غیر معقوله که از دختری در این سن بعیده چهارم : از طرف دختر اظهاراتی شده که نشون دهنده وجود علقه در دختره و برادرم هم نگران احساسی هست که در طی این ۳ الی ۴ جلسه برای دختر ایجاد شده پنجم : برادرم می گه این دختر این مورد دلخواه من نیست ولی میترسم اگه ردش کنم بعدا بهترش گیرم نیاد لطفا ما رو راهنمایی کنید جواب :در جواب شما چند نکته رو عرض می کنم اول : اینکه دختر به هر صورت بخواد ازدواج کنه و هر شرایطی رو بپذیره یا با قبول اشتباهش با طرف مقابل موافقت کنه قابل درکه چون سنش بالا رفته ولی اشکال محسوب نمی شه اگه سایر مواردش خوب باشه کوتاه اومدنش در این شرایط ایراد نداره چون می بینه که مورد خوبی براش پیدا شده و احساس می کنه اگه ردش کنه شاید مثل اون گیرش نیاد به همین خاطر کوتاه اومده این در مورد برادر شما هم صادقه یعنی چون سنش طبق گفته شما ۳۶ ساله و اگه مورد خوب باشه اونم از بعض چیزا کوتاه بیاد اشکالی نداره خصوصا اینکه دختر از نظر فاصله سنی در موقعیت خوبی نسبت به ایشون قرار داره پس اینکه گفتید نگرانه که اگه رد کنه ممکنه مورد بهتری براش پیدا نشه به نظر من کاملا بجا است و به همین خاطر باید سعی کنه تا می تونه این مورد رو رد نکنه دوم : اینکه اعتماد به نفس پایینی داره مشکلی ایجاد نمی کنه فقط وابستگیش به شوهر زیاد می شه سوم : در مورد اینکه گفتید دختر اهل خنده و شوخی و شادی نا بجا است به نظر من هم این نوع رفتار از یه دختر ۲۸ ساله بعید و سوال بر انگیزه و اصلا هم قابل توجیه نیست پس باید بررسی و علتش معلوم بشه که آیا ایشون از نظر عقلی مشکل داره یا اینکه علت دیگری عامل این نوع برخورده چهارم : در باره اینکه گفتید برادر شما نگران احساسیه که در دختر ایجاد شده در این مورد به برادرتون بگید مواظب باشه نکنه بخاطر دلسوزی اقدام به ازدواج با اون دختر کنه چون بعدا ممکنه به مشکل بخوره بخاطر اینکه دلسوزی جای محبت مورد نیاز در زندگی رو نمی گیره و اگه بعدا این محبت ایجاد نشه زندگی به سوهان روح مبدل می شه پنجم : اینکه برادر شما می گه دختر دلخواه من نیست باید دید منظورش چیه اگه منظورش اینه که عاشقش نیست این مشکلی نیست چون هم ایشون نباید از خودش مثل جوونای ۲۰ ساله انتظار یکباره عاشق شدن رو داشته باشه و هم اصلا در چند جلسه محدود عشق بوجود نمیاد و اگرم بوجود بیاد معلوم نیست خوب باشه پس اگه عاشق نیست ولی نسبت به او احساسی داره که دوست داره همسرش بشه و به عبارت دیگه به دلش افتاده که همراه زندگیش باشه همین خوبه و کافی هم هست چون اگه اونا تناسبهای لازمه دیگه رو داشته باشن به تدریج این علقه قلبی در برخوردها و معاشرتها شدیدتر و بیشتر و تبدیل به عشق پایدار می شه ولی اگه منظورش اینه که اصلا به دلش نیفتاده و هیچ احساسی بهش به عنوان اینکه همسرش بشه نداره و نمی تونه به عنوان همسر قبولش کنه در این صورت یا باید ردش کنه یا باید با برخورد و صحبت شناختش رو از دختر بیشتر کنه تا بعدش ببینه که آیا احساسی نسبت به اون دختر در او ایجاد می شه یا نه برای شما و برادرتون آرزوی موفقیت دارم