ارسال شده توسط راه روشن در تاریخ: ۲۵ اسفند ۱۳۸۸
سوال: سلام من مدتیه دختری رو عقد کرده ام و بخاطر شغلم در شهر دیگری بسر می برم ولی نمی خوامش و بهش هم سر نمی زنم من از قبل ازدواج دختر دیگری رو می خواستم و این ازدواج رو هم به اجبار خونواده انجام دادم اما حالا گیر کرده ام نه جرات مخالفت با خونواده رو دارم و نه دلم این زندگی رو می خواد شما بگید چه کنم ؟جواب : سلام من به عشق قبل ازدواج معتقد نیستم اما به نظر من لازمه که دختر و پسر قبل ازدواج هم رو بپسندند و دلشون هم دیگه رو بخواد یک روایت هم در این زمینه داریم که فردی عرض کرد که من دلم می خواد با دختری ازدواج کنم اما پدر مادرم دختر دیگری رو برام در نظر گرفتن چه کنم ؟ حضرت فرمود : با دختری که او رو می خوای ازدواج کن نه با دختری که پدر مادرت می خوان پس ملاک اساسی در انتخاب همسر خواستن طرف مقابله که بسیار مهمه البته نمی گم که اگه همو نخوان حتما زندگی از هم پاشیده می شه اما فکر می کنم شروع کردن این زندگی ریسک داره و بعدا اگه علاقه ایجاد نشه به مشکل بر می خورن چون عشق یکی از چسبهای مهم زندگی زناشوییه که در سایه اون بسیاری کمبودها و کاستیهای زندگی دیده نمی شه در مورد شما هم عرض می کنم که اگه اون دختر هم شما رو نمی خواد کار اسون تره و در این صورت با توافق هم از راه مخالفت مستقیم یا غیر مستقیم برای فهموندن تصمیم جدایی به اطرافیان استفاده کنید اما اگه شما رو می خواد کار مشکل می شه در این صورت بررسی کنید حالا که این ازدواج انجام شده و ممکنه جدایی باعث لطمه به اینده دختر بشه ایا ممکنه که با مراوده و رفت و امد راهی در قلب شما به سمت دختر باز بشه یعنی یه مقدار رفت و امد کنید ببینید در دل شما نسبت به اون تغییری پیدا می شه یا نه همچنین اخلاق و رفتار و سلایق و علایق خودتون و طرف رو با هم مقایسه کنید اگه به هم می خورید ممکنه اگه ادامه بدید در اینده علاقه بین شما ایجاد بشه یعنی اگه به این رسیدید که علت عدم علاقه شما به اون عدم شناخته امکان موفقیت زندگی شما در اینده هست پس سعی کنید افکار و علایق و سلایق و رفتارهای او رو بشناسید و بعدش بررسی کنید که ایا در دل شما کششی ایجاد شده یا نه ؟ اگر نشد چاره ای نیست در این صورت سعی کنید مخالفتتون رو با ادامه زندگی ابراز کنید و اگر نمی تونید مستقیما مخالفت با ادامه زندگی کنید به طور غیر مستقیم با مثل ترک مراوده و رفت و امد با دختر و یا برخورد سرد که تابلو باشه و یا مخالفت با تاریخ عقد و عروسی و عدم حضور در مجالس به همراه همسر به تدریج حالت سوال بر انگیزی درست کنید که خونواده متوجه بشن که شما نمی خواید ادامه بدید البته برای فهموندن به خونواده راههای دیگری هم ممکنه از قبیل گفتن دیگران مثل دوستان یا بزرگتر فامیل یا مشاور مورد اعتماد خانواده یا فرستادن نامه برای پدر در وقتی که در شهرستان هستیددر پایان عرض می کنم که اگه کاری نکنید معجزه ای رخ نخواهد داد و همون طوری که مجبور شدید پای سفره عقد بشینید به اجبار عروسی هم خواهید کرد و بعد ممکنه خسارت طلاق از الان بسیار بیشتر باشه موفق باشید