فکر جوان

ره آورد سرزمین نور – ۶

ارسال شده توسط montazer در تاریخ: ۲۸ فروردین ۱۳۸۹

…شب اول هم گذشت و نماز صبح رو توی راه خوندیم. و بعد به سمت جنوب به راه افتادیم. توی راه از خرم آباد و شهرهای دیگه رد میشدیم که زیبایی های بسیار قشنگی داشت. بچه ها صبحانه خورده بودند و مشغول صحبت بودند. یکی از بچه ها با دوربینش لحظه به لحظه فیلم برداری میکرد. سردار هم گهگایی صحبتهایی میکرد. بالاخره از پلدختر هم رد شدیم و کم کم به اولین منطقه مورد بازدید نزدیک می شدیم.بلاخره رسیدیم به ۷ کیلومتری شمال اندیمشک و ۱۶۰ کیلومتری شهر اهواز یعنس پادگان دو کوهه. پادگان دوکوهه از مهمترین پادگان های زمان دفاع مقدس بود. پادگان دو کوهه با نام لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) قرابت زیادی داره. شهید همت؛ سردار متوسلیان؛ شهید کاظمی و …اینها کسانی بودند که جای قدمهاشونو توی دو کوهه میتونی حس کنی. پادگان دوکوهه محل ساماندهی نیروهای اعزامی به جبهه بود. دوکوهه رو مینتونی با حسینه حاج همتش بشناسی و صدای نماز شب رزمنده ها رو توی دل شب توی این حسینیه بشنوی.

سردار برامون از دوکوهه و مشخصات منطقه ای و موقعیتش در زمان جنگ گفت. هنوز از ماشین پیاده نشده بودیم.

از سردار اجازه خواستم با بچه ها قبل پیاده شدن حرفی بزنم. به اونها گفتم : اونایی که دفعه اول اومدن هیچوقت لحظه اول براشون تکرار نمیشه پس قدر لحظه هاشونو بدونن و برای همه دعا کنن. با شهدا خلوت کنن. بهشون گفتم مطمئن باشین حاجت میگیرین از این شهدا… ازشون خواستم دعا کنن …

دانشجوها توی فضای پادگان پراکنده شدند و هر کدوم یه گوشه ای خلوت کردند. برای نماز ظهر و عصر همه توی حسینیه شهید همت جمع شدیم. بعد نماز زیارت عاشورایی خوندیم….

ادامه داره…

نکته:

من فقط خاطره های اردو رو مینویسم  مشخصات منطقه ای رو توی قسمت جدایی جهت آشنایی مخاطبین مینویسم.

Share

بدون پاسخ برای "ره آورد سرزمین نور – ۶"

نوشتن نظر

.. مدير سايت ...

مشترك شويد

دریافت آخرین مطالب سایت از طریق ایمیل :


بایگانی

آمار