فکر جوان

ره آورد سفر سرزمین نور – ۷

ارسال شده توسط montazer در تاریخ: ۲۷ فروردین ۱۳۸۹

…بعد اینکه نماز ظهر رو حسینیه حاج همت دو کوهه خوندیم راه افتادیم طرف منطقه بعدی. یعنی سد کرخه. سد کرخه رو هم بازدید کردیم و بعد ناهار رو همونجا خوردیم. جاتون خالی خورشت قیمه بود. ناهار رو خوردیم و کمی استراحت کردیم. راه افتادیم طرف منطقه بعدی. فتح المبین.یا همون دشت عباس.

منطقه خیلی قشنگی بود. اونجارو فضا سازی کرده بودن و حالت معبر زده بودن. سنگر ها و سیم خاردارها و صداهای خمپاره و بیسیم های فرماندهی زمان جنگ. خیلی حس جالبی ایجاد کرده بود. نزدیک غروب بود که وارد منطقهشده بودیم. بعد از اینکه راوی منطقه از منطقه و خاطرات عملیات هایی که در اون اجر شده بود صحبت هایی کرد بچه ها به پیشنمازی روحانی کاروان به نماز ایستادن. بچه ها با چادر مشکی روی خاک ها ایستادن به نماز. بعضی ها چفیه هاشونو پهن کردن و شد سجادشون هیچکس فکر خاکی شدن چادر و لباسشو نمی کرد… بعد از نماز هم زیارت آل یاسین رو مداح کاروان قرائت کرد .  خیلی خوب بود. و همه لذت بردیم. فضای معنوی خاصی بود. هر کدوم از دانشجو ها گ.شه ای خلوت کرده بودن. بعضی ها خاک جمع میکردن به نیت تبرک …

من به علت کم خوابی شب قبل دچار سردرد شده بودم برای همین باید قدم می زدم. و این خودش برای من خیلی کار ساز بود. چون دورتر از بچه ها تو دل تاریکی و بین خاکریزهای نمادین قدم میزدم و خلوت کرده بودم…

بعد از اتمام زیارت آل یاسین به طرف شهدای گمنام منطقه رفتیم. و اونها رو زیارت کردیم شادی روحشون فاتحه ای هدیه کردیم. بچه ها حال و هوای خاصی داشتن. چفیه هاشونو به نیت تبرک روی سنگ قبرها میکشیدند.

بعد از شهدای گمنام منطقه نمایشگاهی که زده بودن رو دیدیم و بعد به طرف محل استراحت راه افتادیم. محل استراحتمون یه حسینیه در سوسنگرد بود. شام خوردیم و بعد کلی التماس کردن از بچه ها که بخوابن بالاخره خوابیدیم.

ادامه دارد…

Share

بدون پاسخ برای "ره آورد سفر سرزمین نور – ۷"

نوشتن نظر

.. مدير سايت ...

مشترك شويد

دریافت آخرین مطالب سایت از طریق ایمیل :


بایگانی

آمار