فکر جوان

برادرم و دختر بی حیا

ارسال شده توسط سخن آشنا در تاریخ: ۰۷ شهریور ۱۳۸۹

برادرم  ۲۲ سال دارد و تصمیم گرفته ازدواج کند  دختر مورد علاقه اش که از اقوام  است  و بسیار زیبا است اما شایستگی ازدواج را ندارد چون پاکدامن و عفیف نیست و حیایی در او دیده نمی شود. آن دختر با زیبایی خودش برادرم را جذب خود کرده . چکار کنم ؟

پاسخ:  متأسفانه  عشق پوج (هوس) که  در نامه‌‌تان  نوشته ‌اید، آن قدر قدرتمند است که کسی را یارای مقابله با آن نیست. ازدواج‌های مبتنی بر این گونه عشق‌های بی‌منطق استحکامی نخواهند داشت و دیر یا زود با فرونشستن غبار محبت افراطی ،عیوب ظاهری و باطنی طرفین رخ خواهند نمایاند .

هرگونه ابراز مخالفت و اصرار شما بر منصرف کردن ایشان از آن دختر چیزی جز تشدید و تقویت این میل در ایشان ندارد، پس توصیه می‌شود به جای اصرار بی‌مورد و استدلال بی‌اثر کمی او را به حال خود واگذارید  .به او کمی مجال تفکر دهید، چه بسا موافقت(نه مخالفت) افراطی شما با این قضیه رگه‌های از تردید را در ایشان آشکار سازد . به نوعی از کوری و کری عاطفی ایشان(که به هیچ عنوان یارای دیدن عیوب فرد مقابل را ندارد) کاسته شود.

در این گونه موارد به جای تکنیک حذف کامل باید از تکنیک تعلیق و تعویق استفاده کرد . با هماهنگی دو خانواده مراحل خواستگاری عقد و… را به صورت زیرکانه به عقب انداخت. چه بسا در این میان با ترفندهایی از سوی شما یا دیگران ،پشت پرده این ازدواج برای برادرتان روشن گردد.

بین اعضای خانواده خودتان یکی باید موضع موافق و همنوا با او داشته باشد تا از طریق همدلی صرف بدون ایراد کوچک ترین سخن مخالف ، سعی در به دست آوردن دل و ذهن او نماید. البته دیگران به مخالفت علنی با این ازدواج بپردازند. تردیدی نیست این فنون و بسیاری از فنون دیگر نیازمند حضور یک مشاور کارآزموده می‌باشد . شاید شما به هیچ عنوان از پس انجام این تکنیک‌ها برنیایید.

برخی کارشناسان معتقدند که در شرایط حاد و اضطراری، موافقت با ازدواج (حتى در صورت احتمال بالای طلاق) به شرطی که نظر طرفین یکسان باشند، خالی از منفعت نیست، چرا که درست است که فرد در این ازدواج غیر دور اندیشانه احتمالاً دچار عوارض سویی (مثل سردی عاطفی، طلاق عاطفی، طلاق قانونی) می‌گردد، ولی در قیاس با عوارض سوء عدم ازدواج(مثل تهدید واقعی به خودکشی،گرایش به مواد و …) به مراتب عوارضش کمتر است.

Share

۸ پاسخ برای "برادرم و دختر بی حیا"

1 | ستاره

۹ شهریور ۱۳۸۹ در ساعت ۱:۴۸ ب.ظ

بد نبود .موافقم

2 | پریزاد

۹ شهریور ۱۳۸۹ در ساعت ۱:۵۳ ب.ظ

شما از کجا می دونی که این خانم عفیف نیست قرار نیست همه مثل هم باشن و بستگی داره نظره شما نسبت به عفت چیه در این موارد من فکر نمی کنم که کسی جز یرادر شما بتونه تصمیم بگیره به قول معروف علف باید به دهن بزی خوش بیاد این که شما خوصومت شخصی داری یا نه از پشت نت معلوم نیست کسی هم تو زندگیه شما نیست که بتونه قضاوت کنه و از بیرونه گود بشینه بگه لنگش کن بزارید برادرتون به زندگیش برسه اگر بدون سرزنش های جانبی خوش بخت نشد سره خودش به سنگ خورده باهاش کمی راه بیاید تا فکر نکنه شما به خاطر اینکه از خانوم بدتون میاد این جور میگید با خانوم خوب باشید تا خدا همه چیزو در آرامش حل کنه موفق باشید همتون و خوشبخت در ضمن به این هم فکر کنید که اگر شما تو موقعیت برادرتون بودید چی میشد این از همه مهم تره یا حق التماس دعا

3 | milad -heart_friend is my id in cloob.com

۹ شهریور ۱۳۸۹ در ساعت ۳:۵۴ ب.ظ

به نظرمنم باید برادرتون رو مدتی به حال خودش رها کنید و با هر حیله ای که بلدین قرار عقد و ازدواج را به عقب بندازید تا کمی زمان باعث تفکر برادرتون در مورد دختر مورد علاقش بشه چه بسا تو این مدتم اتفاقاتی بیفته که چهره واقعی دختر برای برادرتون روشن تر بشه و شمام امیدوار باشید اما در این میان کسی باید با برادرتون حرف بزنه که حرفاش برای برادرتون دارای ارزش و احترام باشه اگه چنین فردی وجود نداره از افراد غریبه استفاده کنید که برادرتون از اون حیا داشته باشه و با اون رودروایستی داشته باشه و از او بخواهید که با برادرتون منطقی شروع به حرف زدن کنه فکر کنم موثر باشه البته همچنان ازدواج و عقد باید به تعویق بیفته تو مدت حرف زدن با برادرتون !!! مطمئن باشید در این مواقع بهترین راه همینها هستن منم برات ارزوی موفقیت میکنم دوست من . جوابشو به پست الکترونیکیم بفرست ممنون میشم بدونم چی شد !

4 | سجاد

۱۰ شهریور ۱۳۸۹ در ساعت ۱:۲۶ ق.ظ

ببینید شاید این دختر که برای شما یقین آمده که منحرفه اصلاح شد و بعد از ازدواج دیگه به دنبال کارهای قبل از ازدواجش نرفت میدونید نجات دادن یه آدم از فساد چقدر ثواب داره کی به شما این یقین رو داده که این دختر بعد از ازدواج به کارهای قدیمش ادامه میده

5 | آرمان

۱۰ شهریور ۱۳۸۹ در ساعت ۳:۴۷ ق.ظ

به نظرم حتی اگر اون خانوم بی حیا هم باشد شما نباید اینطور بگین ، هیچوقت از روی ظاهر کسی قضاوت نکنید ، ولی چشم ها رو هم نباید بست ، کافیست یه بار با همکاریه برادرتون امتحانش کنید آگر هم نذاشت یه جور خودتون امتحان کنید که برادرتون هم متوجه نتیجه بشه

6 | جلال

۱۱ شهریور ۱۳۸۹ در ساعت ۵:۰۷ ق.ظ

به نظر من بیخیالش بشین بهتره
همه که قرار نیس خوشبخت بشن ، بلاخره یکی هم باید این وسط بسوزن تا برا بقیه عبرت بشه

7 | محمد

۲۲ شهریور ۱۳۸۹ در ساعت ۱:۲۷ ب.ظ

سلام قضاوت از روی ظاهر اشتباهه اما اینو باید دونست که ازدوج به قصد اصلاح دیگران( میدونید نجات دادن یه آدم از فساد چقدر ثواب داره ) کار اشتباهیه. نه تهمت بزن نه چشم بسته برو جلو.

8 | سارا

۱۲ مهر ۱۳۸۹ در ساعت ۱۰:۵۴ ق.ظ

سلام دوست عزیز.
شرایط خانواده شمارو کاملا درک میکنم. برادر کوچیک منم همین شرایط واسش پیش اومد ( عاشق دختری از اقواممون شد و نمیتونست ازش دل بکنه )که به امید خدا و با صبر و حوصله پدرم چشمش به حقایق باز شد و از این ازدواج منصرف شد.
به خدا توکل کنید، صبر داشته باشید و با تصمیمش مخالفت کنید اما نه جوری که اونو از خودتون برونید.باهاش حرف بزنید و متقاعدش کنید.
با گذشت زمان اگر اون دختر اونجوری که شما میگید باشه برادرتون متوجه همه چی میشه و….
پیروز و سربلند باشید.

نوشتن نظر

.. مدير سايت ...

مشترك شويد

دریافت آخرین مطالب سایت از طریق ایمیل :


بایگانی

آمار