فکر جوان

انتظار کودک

ارسال شده توسط سخن آشنا در تاریخ: ۲۷ مرداد ۱۳۸۸

سلام

یک فایل صوتی بدستم رسید که یک کودکی با امام زمان درد دل میکنه و حاویه حرفای جالبیست:
همش من دلم میخواست یه عالم با شما حرف بزنم ولی خجالت میکشیدم چون فکر میکردم شما خیلی کار دارید ولی مامان میگه: شما همیشه حرف همه ی بچه ها رو و حتی بزرگترا رو هرجا که باشن هر چقدرم که حرف داشته باشن میشنوید خیلی دوستتون دارم از ده تام بیشتر. اونقد دلم میخواست به شما بگم من همش منتظر شمام من هیچ کار بدی نمیکنم تازه به همه ی بچه هام گفتم که کار زشت نکنن چون شما رو ناراحت میکنه…
بابم میگه اگه ما واااقعا منتظر شما باشیم بعدش کارای بد نکنیم و براتون دعا کنیم شما میاید من اونقدر بزرگ شدم که از یارای شما باشم؟ بابا میگه اگه حواست به کارات باشه و کار بدی نکنی تا امام زمانو ناراحت نکنی و ایشونو بیشتر بیشتر بشناسی خودش یه یاری به شماست… همش دعا میکنم براتون پس چرا نمیاین؟ راستی خیلی دوستتون دارم.

اینم لینک فایل صوتی

Share

۴ پاسخ برای "انتظار کودک"

1 | مهدی

۲۸ مرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۴۹ ق.ظ

صادق
کاش هممون اندازه این بچه می فهمیدیم و دله نازنین آقامونو نمی رنجوندیم . کاش
کاش
کاش

2 | داود

۲۹ مرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۵۰ ق.ظ

سلام
الهی من قربون قد و قامت آقامون برم.
اللهم عجل لولیک الفرج…

3 | tara

۲۹ مرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۲۴ ق.ظ

ya saheb zaman ye negahi ham be ma kon

4 | هیام

۱۲ دی ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۴۱ ب.ظ

دل گفت: زراه آشنا می آیی از جاده سرخ کربلا می آیی
یک روز ز روزهای زیبای خدا یک روز به دلجویی ما میآیی!

نوشتن نظر

.. مدير سايت ...

مشترك شويد

دریافت آخرین مطالب سایت از طریق ایمیل :


بایگانی

آمار