ارسال شده توسط montazer در تاریخ: ۰۶ شهریور ۱۳۸۸
آقای موسوی : شایعه خبر یا اطلاعى غیر موثق است که مبتنى بر مشهورات یاقول اجماع است یعنى اعتبار خود را از تواتر و شیوع خود مىگیرد یعنى از هرکس بپرسیم که علت صحت این خبر چیست، پاسخ مىدهد” “چون همه مىگویند پس صحت دارد.”” شونده نیز براى پذیرش آن مطلب کمتر به دنبال دلیل و مدرک واقعى است، بلکه به شیوع و تواتر آن بسنده مىکند. مىگویند: شایعه چون آب دریاست یعنى هرچه نوشیده شود، بیشتر ایجاد عطش مىکند. چرا که معمولا شایعه ایجاد ترس و نگرانى در جامعه مىنماید و مردم به علت عدم دسترسى به اطلاعات دقیق به آن پناه مىبرند و آن را دهان به دهان نقل مىکنند و گاه بر آن مىافزایند.
افکار عمومى قضاوتش را درباره شایعه تا زمان به ثمر رسیدن تحقیقات جامع و علمى به تعویق نمىاندازد. خیلى سریع باید این شکاف ترمیم شود و هیجان به سرعت تسکین یابد بنابراین لازم است تبیینها بدون معطلى ارائه شود.
علل بروز شایعه “در انتخابات، براى فشار بر رقباى حاکم، در دوران بىخبری،در دوران ابهام در اخبار، در زمان کماطلاعی، براى تخریب دشمن، براى تقویت روحیه همسنگران و براى تخریب روحیه دشمنان شایعات به حرکت مىافتند. تایید و تاکید صاحبنظران این است که شایعه در شرایطى بروز مىکند که درباره موضوعى که براى اکثریت مخاطبان افکار عمومى مهم است. اما درباره آن اطلاعات وجود ندارد اطلاعات موجود مبهم، ناقص و ناکافى است.
ابهام + اهمیت = شایعه
هرگاه مسالهاى مهم در جامعه باشد و یا بروز کند، اما نسبت به آنها ابهام و پوشیدگى ایجاد شود و اخبار آن به درستى و صادقانه مطرح نشود، اهمیت و ابهام افکار عمومى را وادار مىکند که جوینده حقیقت و اطلاعات باشند، سپس
فرصتى ایجاد مىشود تا فرصتطلبان و عنادورزان از آن بهره گیرند، لذا به طور عمده علت شایعه بىاطلاعى مردمان از وقایع ملموس است علاوه بر اینکه در همه بحرانها شایعه وجود دارد یا بوجود مىآید.
شرایطى که باعث مىشود شایعه منتشر شود.
“شرایط نوعى و مثالى که به انتشار شایعه کمک مىکند شامل موارد ذیل است:
الف – شرایطى که در آن یک اختلال احساسى و هیجانى بوجود آید.
ب – شرایط اختصاصى و غیرمتداول باشد.
ج – افراد در آن شرایط با مسائل ناشناختهاى مواجه شوند.
د- شرایط، عوامل ناشناختهاى را در بر گیرد.
ه– شرایط به یک گروه ذینفع مرتبط باشد
راه مقابله با شایعه عبارتنداز:
۱- پیشگیری: قبل از شیوع هر شایعهاى باید خطرات و پیامدهاى شایعه را براى مردم تشریح کرد. شایعه وباى خطرناکى است که به شدت و سرعت از یکى به دیگرى منتقل مىشود. و افراد، گروهها، جوامع و حتى کشورهاى مختلف را تحت تاثیر شگرف خود قرار مىدهد. در آیات و احادیث متعدد هم نسبت به انجام غیبت، داشتن سوء ظن و پرگویى هشدار داده شده است. پس در جامعه اسلامى مردم باید به دنبال حرف و مطلب مستند و موثق باشند . روزنامهها نیز از درج اخبار بدون منبع و به نقل از “محافل خبری” یا “افراد مطلع” باید خوددارى نمایند تا جامعه از خطر شایعه مصون ماند.
۲- درمان: چنانچه شایعهاى فراگیر شد، باید اقدامات ذیل به عمل آید:
۱-۲) شناسایى منابع و افراد شایعهساز.
۲-۲) بىاعتبار کردن منبع و کشف هویت آنان براى مردم.
۳-۲) دادن اطلاعات صحیح به مردمى که تحت تاثیر شایعه قرار گرفتهاند (جامعه هدف.)
۴-۲)ادیده انگاشتن شایعات ضعیف و پاسخ غیرمستقیم به آن. مثلا نشان دادن تصویر زنده فردى که شایعه قتل وى منتشر شده است.
۵-۲) پاسخ شایعه با شایعه (که درجنگهاى روانى علیه دشمن به کار بسته مىشود.)
براى کنترل و درمان هرچه بهتر شایعات مناسب است که مرکزى تحت عنوان مرکز مطالعات شایعه یا “شایعهسنجی” در کشور ایجاد شود تا به تحقیقات علمى و آمارى این موضوع و ارائه راههاى درمان شایعات بپردازند. آموزشهاى عمومى نیز جزئى از شرح وظایف این مرکز مىتواند باشد..
انواع شایعه
لازم به ذکر است که باتوجه به آسیبپذیرى شدید جامعه ما نسبت به رواج شایعات و تلاش فراوان دشمن در ترویج شایعههاى سیاسی، اقتصادی، امنیتى و اجتماعى در جامعه و تخریب سلامت و تعادل روانى مردم، جا دارد که دستگاههاى علمی، فرهنگى و تبلیغاتى کشور سرمایهگذارى بیشترى در این راستا انجام دهند. یعنى ضمن تجربه و تحلیل علمى شایعات و ریشههاى آنها به تشریح عواقب شایعهسازى و ترویج آن براى مردم بپردازند
۱) شایعات – ترس:
بخشى از شایعات به منظور ایجاد ترس و وحشت و نگرانى در جامعه تولید و پخش مىشوند. مثلا در سال ۱۳۷۰ه-.ش. شایعهاى در شهرها و روستاهاى دور افتاده هند رواج یافت که باندهاى خاصى براى ربودن بچهها از خیابانها به وجود آمده است. ضمناً شایع شد که منظور از این اقدام، فروش بچهها به بانکهاى خون یا فروش اعضاى بدن آنها و به کارگیرى آنها در باندهاى دزدى و گدایى است. در پى رواج این شایعه در دل پدران و مادران ترس عجیبى مستولى شد، تا آنجا که علىرغم انکار رسمى موضوع از سوى مسئولان امر ولى آنها از اعزام فرزندان خود به مدارس اجتناب ورزیدند.
۲) شایعه – بدبینی:
منظور از شایعه ترویج بدبینى و آزار و اذیت نسبت به اشخاص یا گروههاى محبوب یا مقتدر در جامعه است.
مثلا: شایعاتى که علیه پیامبر اکرم صلىالله علیه و آله در صدر اسلام منتشر مىشد و نسبت شاعر بودن به آن حضرت مىدادند (سوره یاسین: آیه ۶۹٫)
همچنین شایعه جنگ قدرت در ایران که بارها از سوى دشمنان انقلاب مطرح شده است. مثلا در سال ۱۳۷۲ شایعاتى مبنى بر حمله به منزل حضرت امام(ره) و کشته شدن ۲۰ نفر در بیت ایشان در غرب انتشار یافت که علت آن را نزاع بر سر کسب قدرت بین رهبران کشور ذکر کردند!
البته روزنامه واشنگتن تایمز در ۱۹/۳/۹۳ منبع این خبر را دفتر ابوالحسن بنىصدر در پاریس اعلام کرد و با استناد به پخش سخنرانى حضرت امام(ره) از تلویزیون به تکذیب آن پرداخت.
۳) شایعه تفرقهافکن
این شایعه بر مبناى اصل “تفرقه بیانداز و حکومت کن” یا “فرق تسد” استوار است.
و با هدف ایجاد اختلاف در بین فرمانده و سربازان و یا بین دو همسر یادو طایفه و گروه و امثال آن تولید و پخش مىشود.
مثلا: پس از اشغال منطقه غزه توسط صهیونیستها در سال ۱۳۶۶ شایع شد که مسیحیان از حاکمان اشغالگر خواستهاند که مسجد بزرگ غزه به کلیسا تبدیل شود.
هدف از این شایعه ایجاد شکاف در وحدت ملى فلسطینیان از طریق تحریک احساسات دینى بود.
۴) شایعه فریب:
این شایعه همچون پردهاى از دود است که براى پنهانسازى اهداف واقعى دشمن استفاده مىشود. مثلا در تاریخ ۸/۶/۱۹۴۱ وزیر تبلیغات آلمان دکتر گوبلز ضمن چاپ مقالهاى درخصوص جزیره کریت به طور ضمنى اشاره کرد که ارتش آلمان در ابتدا قصد حمله به انگلستان را دارد و سپس روسیه، در حالى که نقشه اصلى بر مبناى هجوم به مسکو بود!
۵) شایعه اقتصادی
هدف از شایعه ایجاد حالتى از نگرانى و ترس در بازار مالى یا اوضاع اقتصادى کشور به ویژه در زمان بحرانها و جنگهاست.
مثلا: در آمریکا شایعاتى پیرامون تولیدات رستورانهاى مک دونالد ظاهر شد که مىگفت: این رستورانها به محتواى ساندویچهاى خود کرمهایى اضافه مىکند تا پروتئین آنها افزایش یابد. در پى این شایعه تعداد زیادى از مردم به علت سلامتى خود از خرید این تولیدات خوددارى کردند و مدیریت این رستورانها را مجبور به صرف هزاران دلار نمود تا بر این شایعه ویرانگر سیطره یابد.
۶- شایعه ناموسی:
این شایعه در پى جدایى بین زن و شوهر و هتک حرمت افراد از طریق بدنام کردن یکى از همسران است که به آن قذف گفته مىشود. مثلا
حادثه افک که در آیات ۲۰-۱۰ سوره نور نقل شده است در خصوص یکى از این شایعات است. در شان نزول این آیات مفسران گفتهاند که یکى از همسران پیامبر اکرم صلىالله علیه و آله مورد تهمت ناموسى قرار مىگیرد (در برخى کتابها نام این زن را ما ریه قبطیه و در کتب اهلسنت عایشه ذکر کردهاند.)
مسلمانان از این مساله سخت ناراحت مىشوند تا آن که این آیات نازل مىشود. در این آیات مومنانى که فریب این تهمت را خورده و تحت تاثیر قرار گرفتند، مورد سرزنش واقع مىشوند و خداوند متعال مىفرماید: چرا هنگامى که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (وکسى که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند؟ چرا نگفتید که این دروغى بزرگ و آشکار است؟
چرا چهار شاهد براى آن نیاوردند؟ اکنون که چنین گواهانى نیاوردند، آنان در پیشگاه خدا دروغگو هستند.
1 | امیر
۸ شهریور ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۴۰ ق.ظ
کل مقاله رو قبول دارم ولی می خوام بدونم منظورتون از “آقای موسوی:” در ابتدای مقاله چیه؟