بی جهت شاده

اسفند ۲۰, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن   موضوع : ازدواج و خانواده

برادر من ۳۶ سالشه می خواد با دختری ۲۸ ساله ازدواج کنه ولی مورد دختر نقاط قابل تاملی هست اول : بعضا با شرایطی که اصلا موافق نبود بعدا به راحتی موافقت می کنه یا از حرفایی که زده برمی گرده و با ما موافقت می کنه دوم : به اعتراف مادرش اعتماد به نفس پایینی داره سوم : اهل خنده و شوخی و شادی نا بجا و غیر معقوله که از دختری در این سن بعیده چهارم : از طرف دختر اظهاراتی شده که نشون دهنده وجود علقه در دختره و برادرم ادامه مطلب را بخوانید…

چرا کسی منو نمی پسنده ۲

اسفند ۲۰, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن   موضوع : ازدواج و خانواده

سوال :جواب شما رو خوندم اما دست خودم نیست ،وقتی می بینم همه هم سن و سالام توی فامیل  و دوستام  بچه دارم شدن احساس می کنم دیگه دیر شده توی دور و بری هام حتی کوچیکتر از خودمم هستن که بچه دارن الان تنها دختری که بالای ۲۰ ساله توی فامیل  ازدواج نکرده منم. این فکرو غصه رو خود خانواده برای آدم ایجاد می کنن بعد می گن چرا عجولی! من بهشون می گم که برای من مشکلی نیست راه بدید خواستگارای خواهرمو ادامه مطلب را بخوانید…

گیر کردم تو دو راهی !

اسفند ۲۰, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن   موضوع : ازدواج و خانواده

سوال :من حدودا ۱ سال پیش با یه دختر  آشنا شدم  من ازش خوشم اومد و از نگاه اونم فهمیدم که اونم از من خوشش اومده  ولی برای اینکه من خیلی تو رابطه با دخترا مغرورم اینو بهش نگفتم  بعد یه  مدت کم یکی از دوستای خودم با عناوین مختلف برای دوستی با این دختر پا پیش میذاره  و با این دختر حدود ۲۰ روز در حد خیلی کم دوست میشن بعدش  من با این خانم دوست بودم تا تابستون که با اصرار این خانم برای ازدواج من موقعیت رو مناسب ادامه مطلب را بخوانید…

دعا کنید خدا صبرش رو زیاد کنه

اسفند ۲۰, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن   موضوع : ازدواج و خانواده

یکی از دوستان عزیز این نامه رو به من نوشته که امیدوارم دوستانی که اونو می خونن برای شفا و زیاد شدن صبر و مقاومت ایشون دعا کنن من عادت ندارم دیگران رو تو مشکلاتم سهیم کنم ولی وقتی مطلب من دیگه کم اوردم رو دیدم برام جالب شد تا مشکلم رو با شما در میون بزارم.اخه مشکل این خانم با نامزدشون مثل مشکل من با نامزدم میمونه.من با دختری در دانشگاه با هم اشنا شدم و با یه سری ماجراهای طولانی بالاخره بعد از ۶ ماه از لحاظ شرعی محرم شدیم ادامه مطلب را بخوانید…

می ترسم مثل قبل بشه !

اسفند ۲۰, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن   موضوع : ازدواج و خانواده

سوال :من با دختری ازدواج کردم که قبلا یه بار ازدواج کرده بود و بعد از دو سال به صورت توافقی جدا شدیم و تا الان دیگه خبری ازش ندارم اما همچنان دلم وابسته به اونه . به کس دیگه ای نمیتونم فکر کنم نفر جدیدی نمیزارم بیاد تو زندگیم و خانوادم اصرار دارن هر چه زودتر دوباره ازدواج کنم اما واقعیتش من یه کم میترسم. ترسم یکی به این دلیله که نکنه مثل سری قبل بشه یا اینکه نفر جدید رو با قبلی بصورت ناخواسته مقایسه کنم و نفر جدید ادامه مطلب را بخوانید…

خواب دیدن

اسفند ۲۰, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن   موضوع : ازدواج و خانواده

سوال : من با دختری نامزد هستم و همدیگر رو خیلی دوست داریم او سالها قبل نامزدی داشته که همدیگه رو دوست داشتن ولی اون فوت شده حالا بعد گذشت این همه سال هر چند وقت یکبار نامزد سابقش به خوابش میاد.دختر میگه:من هیچ احساسی نسبت اون ندارم،ولی اون میاد و به من خیلی نزدیک میشه و دستام رو می گیره و با این کار اون من اروم می شم و حس خوبی دارم حالا من با یه همچین کسی ازدواج کنم در اینده مشکلی ادامه مطلب را بخوانید…

به دلم نمی شینه!

اسفند ۲۰, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن   موضوع : ازدواج و خانواده

سوال :یکی از همکلاسیام به من پیشنهاد ازدواج داده و با تازگی قراره در یکی از شهرهای نزدیک تبریز در اداره ای مشغول به کار بشه و الان هم تا عید قراره بره اونجا. من با هیچ آقایی تا به حال برای ازدواج آشنا یا به قول معروف دوست نشدم ولی اون قبلا با دخترایی دوست بوده اون از من خواستگاری کرد ولی چند مورد هست که باعث میشه من درباره انتخاب اون برای آینده با مشکل و سردر گمی مواجه بشم.یک مورد که به نظرم خیلی خیلی مهمه ادامه مطلب را بخوانید…

نظر مراجع تقلید در مورد ازدواج دختر بدون اجازه پدر

اسفند ۲۰, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن   موضوع : ازدواج و خانواده

در مورد ازدواج دختر باکره، مشهور فقهای زنده و حاضر، فتوا یا احتیاط واجب به لزوم اذن پدر (و در صورت فقدان پدر، اذن جد پدری) دارند (که جزئیات فتاوا در ادامه می آید)احتیاط واجب را به چه مرجعی می توان رجوع کرد؟هر جایی که مرجع تقلید در مورد مساله ای احتیاط واجب نموده باشد، مقلد یا باید به همان نظر عمل کند، و یا به مرجع اعلم یا مساوی جایز التقلید بعدی رجوع کند.و اگر او هم همان احتیاط واجب را داشت، باز هم به مرجع رتبه بعدی و ادامه مطلب را بخوانید…

برگه‌ی بعد »