نه خونه داره نه ماشین!!
اسفند ۲۰, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن موضوع : ازدواج و خانواده, تازه نوشته ها
سوال :من ۲۷ سالمه ۵ساله با آقایی که ۷سال از من بزرگتره آشنا هستم خانواده هامون در جریان هستن ۲بار رسما به خواستگاریم اومده اما خونواده ام مخالفن چون اختلاف طبقاتی داریم و نه خونه داره و ماشین من با این مسایلش کنار اومدم از تحقیقاتی هم که انجام شده همه گواهی میدن که پسر نجیب و با اخلاقیه دوتا از خواهرام قهر کردن و مامانم گفته عروسیت نمیام میگه میدونم بدبخت میشی جالبه برام چون شوهر خواهرام ادامه مطلب را بخوانید…
مشکل بی پولی
اسفند ۱۷, ۱۳۸۸ توسط : سخن آشنا موضوع : تازه نوشته ها, متفرقه

خب این که مشکل همه است! حتی میلیاردرها هم فکر و ذکرشون فقط دلار و اسکناسه.
مشکل بی پولی دیر و زود برطرف می شه به شرطی که آدم مشکلای دیگه ای نداشته باشه؛ چون گاهی وقتا کنار مشکل بی پولی مشکلایِ دیگه ای هست که باعث می شه هیچ وقت فقر و فلاکت از زندگی آدم بیرون نره و اصولاً چون اون مشکل هست، مشکل بی پولی هم هست. ادامه مطلب را بخوانید…
برای فرزندانمان چگونه الگو باشیم؟ (۲)
اسفند ۱۴, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن موضوع : اخلاقی و تربیتی, تازه نوشته ها
۱)دلایل مهم بودن رفتار والدین برای کودک حالت همانندی و تقلید در انسان و بخصوص در کودکان آن چنان نیرومند است که حتی هیچ حیوانی در این قسمت شبیه انسان نیست .وجود این زمینه و حالت در فرد باعث میشود که همه رفتارها را مورد تقلید قرار دهد . زمینه کنجکاوی در انسان از همه حیوانات بیشتر است به گونه ای که دوست دارند از همه مسائل و اسرار سر در آورد به همین جهت دائما در صدد جست و جو و کشف است تا آن چه را از دیگران می یابد به مرحله اجرا و عمل در آورد . وجود حالت قهرمان پرستی در انسان و مخصوصا در کودکان قوی است.دوست دارند که عمل خود را با عمل یک قهرمان تطابق دهند و کارهایی فوق العاده همانند آنان از اینان سر زند آن چه را که می بینند و به نظرشان جالب می اید مثبت باشد یا منفی مورد عمل قرار می دهند میل به شگفت آوردن و در سایه آن جلب نظر و محبت کردن در کودکان قوی است به خصوص از آن بابت که انان فوقالعاده نیازمند به کمک و همکاری با دیگرن هستند و این امر باعث میشود تا هر چه که فرد محبوب و مورد علاقه اش انجام میدهد او هم بدان تن دهد بر این اساس والدین و مربیان به عنووان افراد محبت کننده مقتدر قهرمان و مهربان مجریان قواعد و ضوابت در نظر کودک هستند آنان هر عملی که در برابر دیدگان کنجکاو و مترصد و او انجام دهد از نظر کودک دور نمیماند و به واقع در برابر عمل خود مسئولیت دارد ۲ )مسئولییت شناسی والدین :بر این اساس والدین در برابر عمل کردهای خود به خصوص در خصوص کودکان مسئولند و این مسئولیت در قبال خدا و جامعه هم مطرح است ممکن است رفتاری از مربی سر زند که در کودک موثر افتد و با این کار ناسازگاری او را ریشه دار تر و بیشتر و یا آن را کمتر سازد همانگونه که ذکر شد بسیاری از انحرافات و کج روی های افراد در سنین بزرگ سالی ناشی از رفتار غلط والدین در دوران کودکی آن هست شک نیست که اگر این انحرافان موجب وارد آمدن لطمه ای بر کودک یا بر جامعه شود والدین نیز در آن مسئولیت دارند در جنبه بازسازی اطفال توجه به این نکتع اهمیت دارد که تنبلی بی بند باری بی نظمی کودکان اصلاح نخواهد شد مگر آنگاه که خود راه نظم و انظباط را در پیش گیریم .تن پروری اطفال از میان نخواهذر رفت مگر آنگاه که خود از این حالت بیرون آریم آری والدین مسئولن مسئول بی نظمی های کودکان بد زبانی آنها عقده ها و ناسازگاری هایشان هستند آنان چشم و زبان و گوش و دیگر اعضای خود را باید تحت کنترل در آورند و به این امر هم از نظر وظیفه عبادی که در برعهدیشان هست وهم از نظر مسئولیتی که از نظر تربیتی دارند توجه دارند ۳)کودک و الگوهای غلط در بسیاری از موارد کودکان در خانه با الگوهای شاسیته ای مواجه هستند ولی در مدرسه یا اجتماع یا احیانا در خانه همسایگان و بستگان به الگوهایی بر میخورند که بدآموزی هایی دارند و یا شاهد رفتارهای ناثوابی میشوند که ناسازگاریشان را تشدید میکند بدیهی است در چنین مواردی وظایف تربیتی والدین سنگین تر خواهد شد.بر مسئولان تربیتی کودک ضروری است که تا حد امکان کودک خود را از تماس و معاشرت با چنین افرادی بر حذر دارند مثلا با بیان نقاط ضعف آنها و عوارض معاشرت با اینان در حدود منطق و امکانشان به آنها تفهیم نمایند تا طفل با نظر طرد ولااقل تردید به انها بنگرد و رفتارشان را مورد پذیرش و عمل قرار ندهد این بدآموزی ها گاهی ممکن است از طریق وسایل ارتباط جمعی عکس ها پوستر ها مجله ها روزنامه ها فیلم ها به کودک منتقل شود به همین جهت باید این عوامل تحت کنترل در آرند و نیز درگیری های شخصی را باید از نظر کودک دور داشت تا موجب بد آموزی برای کودک نباشد و اگر چنین موردی ناآگاهانه پیش آمد باید آن را به گونه ای معقول توجیه کرد در همه حال مراقبت ها باید متوجه این نکته باشد که کودک نسبت به آنچه که خوب است با نظر مثبت بنگرد و آنچه ناشایست است با نظر منفی .۴)خطای مربیان :در زندگی روزانه برای هر کدام از ما به نسبتی اشتباهاتی پدید می آید و این امر گاهی در حضور کدودکان واقع میگرد این خطاست که اشتباه خود را در این مورد ثواب قلمداد کنیم و برای حفظ جلال و عبوهت خود بر سر خطای خود بایستی و خلاف کارمیل های خود را در خانواده و یا در حضور کودکان مطرح و از آن ابراز غرور و شادمانی نمائیم .مصلحت تربیتی کودک ایجاب میکند که اگر والدین و مربیان هم در حضور او خطایی را مرتکب شدند آن ار به عهده گیرند و بدان اعتراف کنند تا هم کودک از ان درس بزرگی بگیرد و هم دریابد علاوه بر اینکه خود خطا مهم است اعتراف بدان هم به همان اندازه و بلکه بیشتر اهمیت دارد .والدینی که در حضور کودک با هم دعوا و نزاع داشتند یا باید اعتراف کنند که عمل بدی را مرتکب شدند یا باید به کودک تفهیم نمایند که این عمل به فلان علت انجام گرفته و چاره ای جزئ آن نداشته اند به عبارتی دیگر عمل خود را به گونه ای معقول توجیه نمایند در غیر اینصورت امکان اصلاح و سازندگی برای کودک ایجاد نخواهد شد.۵ )نکاتی در باره الگو :در ضمیمه عرضه و ارائه الگوها باید به نکاتی توجه اشت که مهمترین آنها بدین قرارند ۱ –والدین الگوی پاکی خلوص صفا عفت و یا ریا و فریب برای کودکانند به هر گونه ای که باشند کودک ار آنها تاثیر میپذیرد ۲ –روش زندگی هر کس باید بر اساس تعالیم مکتبی باشد که بدان عقیده دارد ۳-امر و نهی های لفظی را با عما توام کنید تا بیشتر موثر افتد۴ –زندگی را بدون تحریک های نابه جا بدون اعمال خشم بی مورد بگذرانید به موقع تصمیم بگیرید به هنگام عمل کنید تا رفتار شما برای کودکان تان درس های آموزنده ای باشد ۵ –نظم و دقت شما در امور تسلطتان در اعصاب کنترل مداومتان در رفتار سازنده است به این مسئله توجه کنید ۶ –در همه حال فراموش نکنید که کودک شما آئینه تمام نمایه وجودتان خواهد بود از شما گاهی آنچنان تاثیر میگیرد که همانند شما خواهد شد برخی از روانشناسان مکتب رفتاری گویند تو اول کودکت را به من بنما بگویم تا که تو کیستی ؟و این حاکی از میزان تاثیر پذیری کودکان از والدین خویش است .(برگرفته از کتاب تربیت و نوسازی کودکان علی قائمی)
برای فرزندانمان چگونه الگو باشیم؟(۱)
اسفند ۱۴, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن موضوع : اخلاقی و تربیتی, تازه نوشته ها
۱)ارائه الگو ریشه بسیاری از ناسازگاریها و نیز کجروی های افراد در دوران بزرگسالی را باید ناشی از دوران کودکی و متاثر از روش غلط تربیتی والدین و مربیان دانست.رفتارهای ناصواب و اشتباهات مسئولان تربیتی درسهای بدی برای کودکان ما و سبب زحمت یک عمر برای آنهاست.جنبه هائی چون مهرورزی یا بی مهری خشونت یا لطف بد زبانی و یا سخنگوئی والدین و مربیان از روی منطق و صواب در ساختن سرنوشت کودکان بی تاثیر نیست. ادامه مطلب را بخوانید…
پیامک(اس ام اس) ولادت نبی اکرم و میلاد امام صادق(ع)
اسفند ۱۳, ۱۳۸۸ توسط : آسمانی موضوع : تازه نوشته ها
نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
******
صادق که اساس دین ازاو شد معمور / بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد
******
چرا امام رضا(ع)ولایت عهدی مامون را پذیرفتند؟
اسفند ۱۳, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن موضوع : اهل بیت (علیهم السلام), تازه نوشته ها
برخی پذیرش ولایت عهدی از سوی امام رضا (ع)را نوعی سازش با خلیفه ناحق تلقی کرده و معتقدند که :امام رضا (ع)نمی بایست ولایت عهدی مامون را می پذیرفتد و باید تا حد کشته شدن مقاومت مینمودند !برای پاسخ به این اشکال لازم است کمی به تاریخ بنگریم . مامون وارث خلافت عباسی است .عباسی ها از روز اول برنامه شان کشتن و شکنجه علویان بود مامونی که برای خلافت برادر خود را میکشت چگونه حضرت امام رضا را از مدینه احضار کرده و ابتدا از ایشان میخواهد که خلافت را بپذیرد و بعد با تهدید های سخت ولایت عهدی را به امام می قبولاند ؟!در این خصوص چند فرضیه وجود دارد :۱)مامون وزیری به نام فضل بن سهل دارد که همه کاره دستگاه او است . عده ای معتقدند او مامون را وادار به این امر کرد که دو احتمال وجود دارد :احتمال اول اینکه فضل واقعا شیعه بوده است که برخورد امام با وی خلاف این امر را نشان میدهد و ما میبینیم امام حتی خطر وی را به مامون گوشزد نمودند .احتمال دوم اینکه فضل عجالتا میخواست خلافت را از دست عباسیان در آورد و روی عقاید مجوسی خود بود و قصد بازگرداندن ایران به دین زرتشت را داشته که در این حالت وظیفه امام همکاری با مامون است . زیرا خطر او بیشتر از خطر خلافت مامون است .پس سازش امام با مامون صحیح بوده است ۲)نظر مشهورتر این است که این کار ابتکار خود مامون بوده است اما درباره و چگونگی آن چند نظر وجود دارد شیخ مفید و شیخ صدوق برآنند که مامون در جنگ هایش با امین شکست میخورد و نذر میکند که اگر خلافت را به دست بگیرد آن را به صاحبان اصلی اش برگرداند و در ابتدا نیز با خلوص نیت به امام پیشنهاد ولایت عهدی میدهد اما بعدا از کار خود پشیمان میشود و امام چون میدانستند که او پشیمان میشود و تا پایان بر حرف خود باقی نمیماند با پیشنهاد مامون مخالفت میکردند. عدهای از مستشرقان معتقدند که وی به راستی شیعه بوده و حسن نیت داشته است که در این صورت باید حرف کسانی را قبول کنیم که میگویند حضرت به مرگ طبیعی از دنیا رفتند که این امر از نظر تاریخی مردود است علاوه بر این اگر واقعا چنین بود حضرت باید ولایت عهدی را میپذیرفتند در حالی که میبینیم ایشان این امر را قبول نکرده و با تهدید مجبور به پذیرش آن شدند . احتمال دیگری که با توجه به سخنان امام و رفتار ایشان با مامون مطرح میشود این است که ابتکار این کار از خود مامون بود و از اول هم صمیمیت نداشت و این کار را به خاطر سیاست ملک داری انجام داد به این جهت که اول اینکه نظر ایرانیان را جلب نماید زیرا اکثر آنها مشتاق علویان بودند و تحت شعار (الرضا من آل محمد)میجنگیدند و مامون به حضرت لقب (رضا)داده و اعلام کرد که این همان است که شما به خاطرش قیام کردید .جهت دوم فرونشاندن قیام های علویان .سوم مساله خلع صلاح خود حضرت .هنگامی که در دستگاه خلافت به حضرت مقامی داده شده دیگر ایشان نمیتواند از نارضایتی مردم بر ضد دستگاه خلافت استفاده کند و از طرفی این کار موجب خدشه دار شدن چهره امام نزد مردم میگشت .در روایات ما این مطلی وجود دارد که حضرت به مامون فرمودند :تو با این کار میخواستی مرا خراب کنی . برای فهم این موضوع لازم است آن را از جانب امام رضا نیز بررسی کنیم چند چیز در تاریخ مسلم است الف)احضار امام از مدینه به مرو حالتی آمرانه و بدون مشورت داشت و مامون امام را تا وقتی که به مرو رسید از موضوع با خبر نکرد .به مساله ولایت عهدی از سوی امام مطرح نشد بلکه از جانب مامون بود و امام هم به شدت امتناع می ورزیدند و می فرمودند: اگر حق توست به چه اجازه ای به میدهی واگر نیست چرا آن را غضب کرده ای این امر به نحو پیشنهاد نبوده بلکه به صورت احضار و اجبار بوده است و مامون تهدید را با استدلال درهم آمیخت یعنی وقتی که گفت :کار تو مثل کار علی(ع)در شورای شش نفره است از طرفی استدلال میکرد چون حضرت سازش کرد پس اشکالی ندارد و از طرفی چون عمر در صورت عدم تصمیم آنها را تهدید به مرگ کرده بود میخواست بگوید تو نیز چنین وضعی داری د)امام رضا شرط کرد که من این امر را قبول مینکم به شرطی که در هیچ کاری مداخله نکنم در واقع او میخواست مسئولیت کارهای مامون را نپذیرد و خلافت را حفظ کند . ح)طرز رفتار حضرت پس از مساله ولایت عهدی قابل توجه است غالبا رسم است که ولیعهد از حاکم تشکر کند و مامون انتظار داشت که حضرت تاییدی از او و خلافتش کند ولی در مراسم بیعت اصلا چنین نشده و حضرت فرمود: و ما حقی داریم و آن خلافت است شما مردم هم حقی دارید و آن اینکه مردم خلیفه باید شما را اداره کند و شما باید حقمان را به ما بدهید اگر دادید وظیفه مان را انجام میدهیم .نه تشکری از مامون صورت میگیرد و نه حرف دیگری مطرح میشود بلکه جو حاکم خلاف روح جلسه خلافت عهدی است .طرح یک اشکال:ممکن است برخی بگویند حضرت باید مقاومت میکردند تا کشته شوند !؟در پاسخ باید گفت که چنان که میدانیم از نظر شرعی خود را به کشتن دادن گاهی جایز می شود به شرطه انکه اثر کشته شدن بیشتر از زنده ماندن باشد یا امر دایر باشد که شخص یا کشته شود ویا فلان مفسده بزرگ را متحمل شود مثل قضیه امام حسین (ع) . سوال اساسی این است که آیا شرایط امام رضا (ع) نیز آن چنان بود ؟! در قضیه حضرت رضا (ع) ایشان مخیر می شود بین یکی از این دو کار :ولایت عهدی به این شرط که مسئولیت کارهای دستگاه به عهده ی حضرت نباشد ویا کشته شدن .قطعا ایشان اولین راه را باید انتخاب می نمودند زیرا صرف همکاری که گناه نیست نوع همکاری مهم است . وقتی که بتوانیم به اسلام بهره ای برسانیم وارد شدن به دستگاه ظلم و جور جایز است اگر بتوانیم از طریق آن امر به معروف و نهی از منکر بکنیم وارد شدن به آن واجب است در سیره ائمه (ع)این موضوع فراوان دیده میشود در مدت ولایت عهدی امام کاری به نفع عباسیان صورت نگرفت ولی حضرت با تثبیت شخصیت علمی خود از طریق دستگاه خلافت وپاسخ به شبهات علمی به نفع اسلام کار کرد.
منابع: بحارالانوارج۴۹ ص۱۲۸ همان ص۱۲۱ -۱۲۰ –
عدالت صحابه
اسفند ۱۱, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن موضوع : اهل بیت (علیهم السلام), تازه نوشته ها
ای کسانی که ایمان آورده اید به شما چه شده است که چون به شما گفته میشود در راه خدا بسیج شوید کندی به خرج میدهید آیا به جای آخرت به زندگی دنیا دل خوش کرده اید متاع زندگی دنیا در برابر آخرت جزء اندکی نیست .عدالت صحابه یکی از موضوعاتی است که در هنگام گفتگو به فراوانی از سوی وهابیون عربستان طرح میشود بدیهی است احترام صحابه پسندیده است اما از تاکید آنان اینطور به دست می آید که میخواهد همه صحابه را در یک ردیف بشمار آورد ادامه مطلب را بخوانید…
شیعه میپرسد؟(۴)
اسفند ۹, ۱۳۸۸ توسط : راه روشن موضوع : اهل بیت (علیهم السلام), تازه نوشته ها
۱)آیا تمام مشکل جهان اسلام زیارت رفتن برخی مسلمین است و هیچگونه مشکل و ظلمی از سوی یهود و نصاری بر جهان اسلام وارد نمیشود؟چرا کاخ های استبداد را رها کرده اند و به مبارزه با تعدادی قبر پرداختند؟
۲)قرآن میفرماید:(و لن ترضی انک الیهود و الانصاری حتی تتبع ملتهم ) (یهودیان و مسیحیان از تو راضی نمیشوند مگر اینکه تابع کیش آنان گردی ). حال یهود و نصارای زمان ما (اسرائیل و امریکا)از کدام یک از مذهب موجود راضی هستند؟
۳)آیا رضایت یهود و نصارا از یک گروه مسلمین طبق آیه مذکور دلیل پیروی آن مسلمانان از کفارنیست؟
۴)آمریکا و اسرائیل با کدام یک از دولت ها رفیق و هم پیمانند؟
۵)چرا حکومت های مدعی پیروی از سنت پیامبر (ص)صد در صد از امریکا پیروی میکنند؟
۶)چرا مدعیان پیروی از سنت پیامبر (ص)از فلسطینیان مظلوم که از ظلم صهیونیسم به ستوه آمده اند حمایت نمیکنند؟با وجودی که آن مظلومین همه اهل تسنن هستند . چه کسانی از جنگ ۳۳ روزه مسلمانان غیور لبنان بر علیه صهیونیست حمایت نکردند و بلکه از آن ابراز نگرانی کردند؟
۷)تخریب آثار تاریخی اسلام با چه هدفی صورت میپذیرد؟
۸)تاکنون کدام یک از کشورهای جهان آثار تاریخی خود را تخریب کردند؟به راستی تخریب آثار تاریخی اسلام به بهانه شرک درست است؟
۹)آیا تخریب خندق در محوطه جنگ احزاب و تخریب حرم ائمه بقیع (ع)و آثار احد کمتر از تخریب مجسمه بودا در افغانستان اهمیت داشت که یونسکو نسبت به تعرض به آن اعلامیه صادر کرد؟آیا بین وهابیون و سازمان های بین المللی برای محو آثار اسلامی تبانی هماهنگی و همکاری صورت نگرفته است؟
۱۰)آیا استفاده از مظاهر تمدن مانند دوربین و هواپیما و برپائی مراسم جشن تولد و سایر مراسم بدعت است؟آیا اگر کسی قائل به چنین نظری باشد واقعا مرتجع نیست؟
۱۱)چرا زنان را در بیشتر مساجد عادی (غیر از مسجد النبی و مسجد الحرام)را نمیدهند و در مسجدالنبی نیز کمترین حق را برای آنان قائل هستند . زنان حق رای ندارند!رانندگی آنان جرم محسوب میشود و هیچ گونه نقشی در اداره کشور وجامعه حتی جامعه زنان نداشته وباید حقارت به آنان نگریسته می شود ودر یک کلمه حقوق زن در برخی ازکشورهای مدعی سنت پیامبر چراپایمان میشود و با این وجودهیچ گاه امریکا وسازمان ملل وشورای امنیت این کشورهای مرتجع رابه جهت نقض حقوق زنان محکوم نمی نماید !! و اصلا مسئله را طرح وبررسی نمی کند۰آیا این مهم نشان ازهم پیمان صدهامورداز تناقضات وعدم سازگاری باعقل دراعتقادات برادران عامه یافرقه وهابیت درذهن خلجان می کند که انشاالله درفرصتی دیگربیان خواهیم نمود .
والعاقبه للتقوی والیقین

خبر رساني مطالب