شان نزول آیه سَأَلَ سائِلٌ
آذر ۱۳, ۱۳۸۸ توسط : سخن آشنا موضوع : اهل بیت (علیهم السلام), تازه نوشته ها, حکایات زیبا, مناسبتهای ویژه
رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) على (علیه السلام) را در روز” غدیر خم” به خلافت منصوب نموده و فرمود : “من کنت مولاه فعلى مولاه” خبر این جریان در همه جا پخش شد ” نعمان بن حارث فهرى” خدمت پیامبر (ص) رسید و عرض کرد به ما دستور دادى شهادت دهیم به یگانگى خدا و رسالتت ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادى ، همه را پذیرفتیم، اما با اینها راضى نشدى تا اینکه این جوان را به جانشینى خود منصوب کردى، و گفتى: “من کنت مولاه فعلى مولاه” ، این سخن از ناحیه خودت است یا از سوى خدا؟! ادامه مطلب را بخوانید…
زنان همگانی
آبان ۹, ۱۳۸۸ توسط : سخن آشنا موضوع : تازه نوشته ها, حجاب و عفت, حکایات زیبا
شخصی تعریف می کند :روزی همراه همسر در پارک محله قدم می زدم جوانی با همسرش در حال عبور بود . وقتی که به ما رسید برای مسخره پرسید: چرا همسر ت با حجاب است؟ موهای سرش رو ببینند چی میشه ؟ من که سعی می کردم خونسرد باشم ، گفتم: میدانی فرق بین زن با حجاب و بی حجاب چیه ؟ گفت : چیه ؟ گفتم : اتومبیل شخصی با تاکسی چه فرقی داره ؟ پاسخ داد:تاکسی برای استفاده ی عموم است و اتومبیل شخصی برای استفاده شخصی . گفتم: زن بی حجاب و زن پوشیده هم اینگونه است زن بی حجاب همگانی است، مردم به او و به زیبائی هایش نگاه می کنند و لذت می برند و … بنابراین، چنین زنی مانند تاکسی است. اما زن با حجاب فقط اختصاص به همسرش دارد. دیگران او را نمی بینند و صورت و زیبائی هایش در برابر چشمهای خائن قرار نمی گیرد. و نزد همسرش محبوب است چون میداند که وی تنها اختصاص به او دارد، و ….. جوان بسیار ناراحت شده گفت : من خواستم مسخره کنم ولی شما مرا نصیحت کردیدو … من تحمل ندارم همسرم مانند تاکسی همگانی، مورد استفاده ی عموم باشد و …
آهنگر و مشکلات پیش رو
آبان ۵, ۱۳۸۸ توسط : سخن آشنا موضوع : تازه نوشته ها, حکایات زیبا

آهنگری تصمیم گرفت رضایت خدا را بدست آورد اما با تمام پرهیزگاری و کمک به دیگران مشکلاتش بیشتر می شد.
یکی از دوستانش از وضعیت او مطلع شد گفت: واقعا عجیب است! درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مردی باخدا شوی زندگیت بدتر شده نمی خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام تلاشهایت در مسیر معنوی هیچ چیز بهتر نشده ! ادامه مطلب را بخوانید…
گمشده بو علی سینا
مهر ۲۶, ۱۳۸۸ توسط : سخن آشنا موضوع : تازه نوشته ها, حکایات زیبا
سالها دنبال کتابی از ارسطو می گشت اما با وجود مسافرتها و … پیدا نکرد تا روزی به مسجد رفت دو رکعت نماز خوانده و پس از نماز از خدای بزرگ خواست تا کتاب را به وی برساند . ادامه مطلب را بخوانید…
بند کفش
مهر ۲۲, ۱۳۸۸ توسط : سخن آشنا موضوع : تازه نوشته ها, حکایات زیبا
با سلام و عرض تسلیت شهادت امام جعفر صادق(ع)
امام صادق (ع) با عده ای از اصحاب برای تسلیت به خانه یکی از اقوام میرفتند در بین راه بند کفش امام پاره شد به گونه ای که کفش به پا بند نمیشد امام (ع) کفش را بدست گرفت و پا برهنه به راه افتاد . ادامه مطلب را بخوانید…
توبه بدکاران قبول …..
شهریور ۷, ۱۳۸۸ توسط : سخن آشنا موضوع : تازه نوشته ها, حکایات زیبا
او پای ثابت مجالس گناه بود روزی از کوچه ای می گذشت صدای ناله مردم را شنیده کنجکاو شد یکی از همراهان را فرستاد جویای علت شود . رفت اما بازنگشت نفر دوم هم همچنین سومی را با تاکید اینکه زود برگردد فرستاد . برگشت وگفت : خانم ! این صدا ناله و ماتم بدکاران و گناهکاران است . ادامه مطلب را بخوانید…
چگونه مقدس اردبیلی شویم ؟
شهریور ۶, ۱۳۸۸ توسط : سخن آشنا موضوع : حکایات زیبا
میخواست به کاظمین برود حیوانی را اجاره کرد تا پای پیاده نباشد شخصی امانت کوچکی به او داد که در کاظمین به صاحبش برساند با کمال میل امانت را در جیب خود گذاشت؛ دربین راه از او پرسیدند چرا بر حیوان سوار نشده ای ؟ ادامه مطلب را بخوانید…
معجزه بسم الله
مرداد ۳۱, ۱۳۸۸ توسط : سخن آشنا موضوع : حکایات زیبا
مردی بود منافق اما زنی مومن و متدین داشت. این زن تمام کارهایش را با “بسم الله ” آغاز میکرد. شوهرش از توسل جستن او به این نام مبارک بسیار غضبناک میشد و سعی میکرد که او را از این عادت منصرف کند. ادامه مطلب را بخوانید…

خبر رساني مطالب